مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گندزلو


معنی گندزلو

گندزلو. [ گ ُ دِ زُ ] (اِخ ) از ایلات مخصوص شوشتر و یورت آنها از بند داود تا شوشتر و از آنجاتا نزدیک کوهانک و اطراف رود دزفول میباشد. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 92). و رجوع به مدخل بعد شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گندزلو اینجا را کلیک کنید

هم معنی گندزلو


ترجمه گندزلو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گندزلو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گندروم

گندروم . [ گ َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قیلاب بخش اندیمشک شهرستان دزفول که در 62هزارگزی شمال خاوری اندیمشک و 3هزارگزی جنوب راه آهن تهران به اهواز واقع شده است . هوای آن گرم مالاریایی و سکنه ٔ آن

معنی گندفر

گندفر. [ گ ُ دُ ف َ ] (اِخ ) در قرن اول ق . م . یک شعبه از اشکانیان جانشین سلسله ٔ سک های سکستان شدند و گندفارس یا گوندفر که از حدود سال بیستم م . به بعد سلطنت یافت از پادشاهان مقتدر این سلسله بود و

معنی گندرو

گندرو. [ گ َ دِ ](اِخ ) نام وزیر ضحاک . این کلمه در اوستا بصورت گندروه آمده است ، در آبان یشت بند 27 از این شخص با صفت زرین پاشنه (زئی ری پاشنم ) یاد شده است و در کتب متأخران او را (کندرب زره پاش

معنی گندشلو سرچشمه

گندشلو سرچشمه . [ گ ُ دُ س َ چ َ م َ / م ِ ] (اِخ ) هفت فرسخ میانه ٔ شمال و مغرب شیراز است [ از دهات بلوک شیراز ] . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 194).

معنی گندشلو کوسه

گندشلو کوسه . [ گ ُ دُ س َ / س ِ ] (اِخ ) هفت فرسخ بیشتر میانه ٔ شمال و مغرب شیراز است [ از دهات بلوک حومه ٔ شیراز ] . (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 194).

معنی گندک

گندک . [ گ َ دَ ] (اِ) گوگرد. (برهان ) (آنندراج ). ظاهراًاین کلمه هندی است . (رشیدی ). رجوع به گندش و گوگرد شود. در الفاظالادویه گندهک به معنی گوگرد آمده و هندی دانسته شده است . رجوع به همین کلمه شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: