مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گناهکاری


معنی گناهکاری

گناهکاری . [ گ ُ ] (حامص مرکب ) عمل گناهکار. بزهمندی . تقصیرکاری . اثم . جرم . عصیان : خواهم که در این گناهکاری سیماب شوم ز شرمساری . نظامی . وآنگه ز پی گناهکاری بازش بنمود و کرد زاری . نظامی . و رجوع به گناهکار شود.

معنی گناهکاری- ترجمه گناهکاری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گناهکاری اینجا را کلیک کنید

هم معنی گناهکاری


ترجمه گناهکاری

گناهکاری: sinfulness


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گناهکاری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گنبد

گنبد. [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه که در 19000گزی شمال باختری قره آغاج و 5000گزی جنوب راه شوسه ٔ مراغه به میانه واقع شده است . هوای آن معتدل مالاریایی و

معنی گنبد

گنبد. [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رهال بخش حومه ٔ شهرستان خوی که در 7500گزی جنوب باختری خوی و 5500گزی باختر راه شوسه ٔ خوی به شاهپور واقع شده است . هوای آن معتدل مالاریایی و سکنه اش 50 تن ا

معنی گناه فرسای

گناه فرسای . [ گ ُ ف َ ] (نف مرکب ) آنکه گناه را می فرساید و میزداید. گناه بخش . گناه بخشای . و رجوع به گنه فرسای شود.

معنی گناوه گان

گناوه گان . [ گ ُ وَ / وِ ] (اِخ ) دو فرسخ و نیم میانه جنوب و مشرق ده کهنه است (از ناحیه ٔ شبانکاره ٔ دشتستان ). (فارسنامه ٔ ناصری گفتار دوم ص 209).

معنی گنبد

گنبد. [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه که در 24هزارگزی شمال خاوری تکاب و 18هزارگزی خاور راه ارابه رو احمدآباد به تکاب واقع شده است . هوای آن معتدل مالاریایی و سکن

معنی گنبد

گنبد. [ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاربلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان که در 30000گزی جنوب خاوری همدان ، کنار راه شوسه ٔ همدان به ملایر واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش 1620 تن است . آ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: