مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گم رفتن


معنی گم رفتن

گم رفتن . [ گ ُ رَ ت َ ] (مص مرکب ) غلط رفتن . (آنندراج ) : بسی گم میروی خود را ادب کن . چو ره گم کرده ای خضری طلب کن . غنیمت (از آنندراج ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گم رفتن اینجا را کلیک کنید

هم معنی گم رفتن


ترجمه گم رفتن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گم رفتن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گم سوزک

گم سوزک . [ گ ُ زَ ] (اِ مرکب ) حرقةالبول . سوزاک . (یادداشت مؤلف ). در تداول مردم اصفهان ، گم سوزه گفته می شود. و رجوع به حرقةالبول شود.

معنی گلیه

گلیه . [ گ ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج که در 16000گزی شمال رزاب و 15000گزی جنوب راه شوسه ٔ مریوان به سنندج واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش 350 تن است . آب آنج

معنی گلینوش

گلینوش . [ گ َ نُش ْ ] (اِخ ) نام طبیب یونانی که معرب آن جالینوس است . اسم این شخص به یونانی کلدیوس گلینوس بوده است . گذشته از کتب اسلامی در اسکندرنامه ٔ منثور هم از او داستانهایی آمده است . (از ف

معنی گم بوده

گم بوده . [ گ ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) گم شده . از دست داده شده : که بیژن بجایست خرسند باش بر امید گم بوده فرزند باش . فردوسی . همه درددل پیش دستان بخواند غم پور گم بوده با او براند. فردوسی . |

معنی گم بگور کردن

گم بگور کردن . [ گ ُ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پنهان کردن . گم کردن . در جایی نهفتن که یافتن آن مشکل بود. از میان بردن . و رجوع به گم و گور کردن شود.

معنی گلینوش

گلینوش . [ گ َنُش ْ ] (اِخ ) یکی از ندمای قباد پرویز. (ولف ). مقصود شیرویه است . در تاریخ طبری جلینوس (ص 619)، و در اخبار الطوال حیلوس آمده است . دینوری مؤلف آن گوید: وی رئیس مستمیتة بود و مستمیتة

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: