مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گم اسحاق


معنی گم اسحاق

گم اسحاق . [ گ ُ اِ حا] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد که در 36هزارگزی جنوب میان آباد واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش 92 تن است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن پنبه و بنشن و شغل اهالی زراعت ، مالداری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی گم اسحاق- ترجمه گم اسحاق برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گم اسحاق اینجا را کلیک کنید

هم معنی گم اسحاق


ترجمه گم اسحاق


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گم اسحاق



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گم رزین

گم رزین . [ گ ُ رِ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) گم رزین مخلوط طبیعی جسم صمغی و ماده ٔرزینی میباشد و معمولاً مقدار رزین بیشتر از صمغ آن است . بنابراین گم رزینها در الکل قوی و یا آب کاملاً حل نمیشود، ولی در

معنی گلینوش

گلینوش . [ گ َ نُش ْ ] (اِخ ) نام طبیب یونانی که معرب آن جالینوس است . اسم این شخص به یونانی کلدیوس گلینوس بوده است . گذشته از کتب اسلامی در اسکندرنامه ٔ منثور هم از او داستانهایی آمده است . (از ف

معنی گم زن

گم زن . [ گ ُ زَ ] (نف مرکب ) معدوم و خراب کننده . || تارک . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی گم و گور کردن ...

گم و گورکردن یا گم به گور کردن . [ گ ُ م ُ ک َ دَ، گ ُ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه ، گم کردن . نابود کردن . از بین بردن . و رجوع به گم به گور کردن شود.

معنی گلیه

گلیه . [ گ ِ ی َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج که در 16000گزی شمال رزاب و 15000گزی جنوب راه شوسه ٔ مریوان به سنندج واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه اش 350 تن است . آب آنج

معنی گم گشتن

گم گشتن . [ ُگ گ َ َت ] (مص مرکب ) گم شدن . گم گردیدن . معدوم شدن . مفقود شدن : روز گم گشتن فرزند تقادیر قضا چاه دروازه کنعان به پدر ننماید. سعدی (صاحبیه ). ربنا انا ظلمنا گفت و آه یعنی آمد ظلمت و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: