مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گمیز کردن


معنی گمیز کردن

گمیز کردن . [ گ ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گمیزیدن . گمیختن . شاشیدن : با چنین دل چه جای باران است کابر بر تو گمیز هم نکند. سنایی غزنوی (از حاشیه ٔ برهان قاطعچ معین ).

معنی گمیز کردن- ترجمه گمیز کردن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گمیز کردن اینجا را کلیک کنید

هم معنی گمیز کردن


ترجمه گمیز کردن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گمیز کردن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گنا

گنا. [ گ ُ ] (اِ) مخفف گناه . (مخفف آن است ).

معنی گمه دره

گمه دره . [گ ُ م َ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج که در 36هزارگزی شمال خاوری سنندج و 5هزارگزی شمال خاوری ناوگران واقع شده است . هوای آن سرد و سکنه ٔ آن 285 تن است . آب

معنی گمیزندگی

گمیزندگی . [ گ ُ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) عمل گمیزنده . عمل شاش و گمیز کننده . گمیزنده بودن .

معنی گن

گن . [ گ ِ ] (پسوند) مخفف «گین ». (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ور. آور. اور. مند. ناک . (یادداشت مؤلف ). بمعنی صفت باشد هرگاه آنرا با کلمه ای ترکیب سازند، همچون : شرمگن و گرگن و امثال آن . (برهان )

معنی گمیچی

گمیچی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شرفخانه ٔ بخش شبستر شهرستان تبریز که در 48هزارگزی جنوب باختری شبستر در جزیره شاهی که از بندر شرفخانه 40هزار گز فاصله دارد واقع شده است . هوای آن معتدل مایل به

معنی گمیختن

گمیختن . [ گ ُ ت َ ] (مص ) (از: گمیخ (= گمیز [ هَ م ])+ تن (پسوند مصدری ) پهلوی گومختن (مخلوط کردن )، ایرانی باستان ظاهراً وی میک ، سانسکریت میکش . جزء اول پیشوند است بمعنی بد، ضد و جزء دوم بمعن

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter