مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گلیوک


معنی گلیوک

گلیوک . [ گ َ ] (اِخ ) اصل آن گلویک است . رجوع به گلویک شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گلیوک اینجا را کلیک کنید

هم معنی گلیوک


ترجمه گلیوک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گلیوک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گلینه

گلینه .[ گ ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ) آنچه از ظروف و اوانی که از گل پخته یا ناپخته درست کنند : گفت ما مردمانیم پیشه ٔ ما گلینه کردن است و سفال بسیار بکرده ایم . (تفسیر ابوالفتوح رازی ص 250؛ سوره ٔ بق

معنی گم شدن

گم شدن . [ گ ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) یاوه شدن . ضایع شدن . ناپدید گشتن . دور شدن . از دست رفتن . جدا شدن . نیست شدن : چنان نامور گم شد از انجمن چو از باد سرو سهی از چمن . فردوسی . ندیدی تو بدهای افر

معنی گم گردیدن

گم گردیدن . [ گ ُ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) گم گشتن . گم شدن . مفقود شدن .

معنی گلین رود

گلین رود. [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان برغان ولیان بخش کرج شهرستان تهران که در 49هزارگزی شمال باختری کرج و 17هزارگزی شمال راه شوسه ٔ کرج به قزوین واقع است . هوای آن سرد و سکنه اش 350 تن است . آب آنجا

معنی گم گشتن

گم گشتن . [ ُگ گ َ َت ] (مص مرکب ) گم شدن . گم گردیدن . معدوم شدن . مفقود شدن : روز گم گشتن فرزند تقادیر قضا چاه دروازه کنعان به پدر ننماید. سعدی (صاحبیه ). ربنا انا ظلمنا گفت و آه یعنی آمد ظلمت و

معنی گلین گوی

گلین گوی . [ گ ِ ] (اِ مرکب ) زمین و کره ٔ خاک را گویند. (برهان ). کنایه از کره ٔخاک . (آنندراج ). کنایه از زمین (غیاث ) : چو در خاطر آمد جهانجوی را که در چنبر آرد گلین گوی را. نظامی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: