مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گلینوش


معنی گلینوش

گلینوش . [ گ َ نُش ْ ] (اِخ ) نام طبیب یونانی که معرب آن جالینوس است . اسم این شخص به یونانی کلدیوس گلینوس بوده است . گذشته از کتب اسلامی در اسکندرنامه ٔ منثور هم از او داستانهایی آمده است . (از فرهنگ شاهنامه تألیف شفق ). و رجوع به جالینوس شود.

معنی گلینوش- ترجمه گلینوش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گلینوش اینجا را کلیک کنید

هم معنی گلینوش


ترجمه گلینوش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گلینوش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گم

گم . [ گ ُ ] (ص ) گیلکی گوم . مفقود. غایب و ناپدید. آواره . سرگشته (بابودن و شدن و کردن و گشتن صرف شود). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). مفقود. (آنندراج ). گمراه : گمراه گشته ای ز پس رهبران کور گم نی

معنی گم و گور شدن

گم و گور شدن . [ گ ُ م ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه ، مفقود شدن . از بین رفتن . گم شدن .

معنی گلین خونی

گلین خونی . [ گ َ ] (اِخ ) خاکستر خونی . دهی است از دهات نور مازندران . (ترجمه ٔ سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 149).

معنی گم اسحاق

گم اسحاق . [ گ ُ اِ حا] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آباد بخش اسفراین شهرستان بجنورد که در 36هزارگزی جنوب میان آباد واقع شده است . هوای آن معتدل و سکنه اش 92 تن است . آب آنجا از قنات تأمین میشود. مح

معنی گلین خالصه

گلین خالصه . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهنام سوخته ٔ بخش ورامین شهرستان تهران که در 18هزارگزی شمال خاوری ورامین و 2هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ خراسان واقع است . هوای آن معتدل و سکنه اش 500 تن است . آب

معنی گلینوش

گلینوش . [ گ َنُش ْ ] (اِخ ) یکی از ندمای قباد پرویز. (ولف ). مقصود شیرویه است . در تاریخ طبری جلینوس (ص 619)، و در اخبار الطوال حیلوس آمده است . دینوری مؤلف آن گوید: وی رئیس مستمیتة بود و مستمیتة

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: