مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گشن گیری


معنی گشن گیری

گشن گیری . [ گ ُ ] (حامص مرکب ) (اصطلاح گیاه شناسی ) عبارت است از آمیختن گامت نر با گامت ماده . در این عمل چند مرحله میتوان در نظر گرفت . اول گرده افشانی ، انتقال دانه ٔ گرده به اشکال مختلف صورت میگیرد. اگر گل ، نر ماده باشد و پرچم و مادگی آن در یکجا و نزدیک قرار گیرد، انتقال دانه ٔ گرده به آسانی انجام میشود و مستقیماً پس از باز شدن بساک دانه های گرده بر روی کلاله می نشیند. در این حالت گرده افشانی مستقیم است . اگر پرچم و مادگی دریک موقع نرسند و یکی از آنها زودتر بالغ شود، پرچمهای یک گل به مادگی گلهای دیگر که رسیده اند منتقل میشود و اگر گلهای ماده و گلهای نر جداگانه باشند نیز همین عمل صورت میگیرد. گیاهانی که گلهای نر و ماده ٔ آنها جدا، ولی بر روی یک پایه اند تک پایه نامیده میشوند، مانند: ذرت ، بلوط و فندق و اگر گلهای نر بر روی یک گیاه و گلهای ماده بر روی گیاه دیگر باشد آنرا دو پایه خوانند، مانند: شاهدانه و خرما، و در تمام این حالت گردافشانی مستقیم است . گردافشانی غیرمستقیم ، بوسیله ٔ باد یا حشرات (زنبور، مگس و پروانه ) صورت میگیرد. گاهی نیز بوسیله ٔ انسان انجام میشود که گرده ها را از روی درخت نر گرفته بر روی درخت ماده می افشانند (خرما). بعضی از دانه های گرده بالهایی دارند که وزش باد انتقال آنها را آسان تر میکند (کاج ). آمیزش : همین که دانه ٔ گرده ای بر روی کلاله قرار گیرد ناهمواری سطح آن به همواریهای لاله میچسبد. رطوبت ماده ٔ غذایی و لعابی لاله در داخل گرده اثر کرده لوله گرده ساخته می شود... رجوع به گیاه شناسی گلاب ص 5 و 182 و 183 شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گشن گیری اینجا را کلیک کنید

هم معنی گشن گیری


ترجمه گشن گیری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گشن گیری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گشن گرفتن

گشن گرفتن . [ گ ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) حامل شدن . آبستن گردیدن : به فرمان خدا زو گشن گیرد خدا گفتی شگفتی درپذیرد. نظامی . رجوع به گشن گیری شود.

معنی گشنسب آذار

گشنسب آذار.[ گ ُ ن َ ] (اِخ ) از جمله ٔ رجالی که قبل از جلوس وهرام پنجم به مقام واستریوشان سالار رسیده است . رجوع به ترجمه ٔ ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 129 و 143 شود.

معنی گشن

گشن . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بابک بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه واقع در 18هزارگزی شمال باختری تربت حیدریه ، سر راه مالرو عمومی به کدکن . هوای آن معتدل و دارای 175 تن سکنه است . آب آن از چشم

معنی گشن آمدن

گشن آمدن . [ گ ُ م َ دَ ] (مص مرکب ) طالب نر شدن : غنجه ؛ زن بگشن آمده : ز دشت رم گله در هر قرانی بگشن آید تکاور مادیانی . نظامی .

معنی گشن نشین

گشن نشین . [ گ َ ن ِ ] (اِ مرکب ) نام روزچهارم است از ماههای ملکی . (آنندراج ) (جهانگیری ).

معنی گشنکان

گشنکان . [ گ ُ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز واقع در 30000گزی جنوب خاوری شیراز. هوای آن معتدل و دارای 655 تن سکنه است . آب آنجا از چاه و محصول آن غلات ، پنبه و تنباکو ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: