مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گزنند


معنی گزنند

گزنند. [ گ َ ن َن ْ ] (اِ) جوال پرکاه . (برهان ) (آنندراج ). جوال کاه . (رشیدی ).

معنی گزنند- ترجمه گزنند برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گزنند اینجا را کلیک کنید

هم معنی گزنند


ترجمه گزنند


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گزنند



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گزوئی

گزوئی . [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهرآسمان بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت ، واقع در 45000گزی جنوب ساردوئیه و 20000گزی خاور راه مالرو بافت به جیرفت و دارای 15 تن سکنه است . ساکنان از طایفه ٔ سل

معنی گزنک پائین

گزنک پائین . [ گ َ زَ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش دهدز شهرستان اهواز، واقعدر 18 هزارگزی شمال خاوری دهدز و کنار راه مالرو امیر هارون به گزنک بالا. هوای آن معتدل و دارای 175 تن سکنه است . آب آنجا

معنی گزه

گزه . [ گ َ زَ ] (اِ) نوعی از تیر و پیکان باشد. || چوبی که بدان نقاره نوازند. (آنندراج ) (غیاث ).

معنی گزنه

گزنه . [ گ َ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 18000گزی شمال باختری ده شیخ ، کنار رودخانه ٔ زمکان نزدیک مرز عراق . هوای آن گرم و دارای 100تن سکنه است . آب آ

معنی گزنه کش

گزنه کش . [ گ َ ن َ / ن ِ ک ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش شهرستان ارومیه ، واقع در 22 هزارگزی جنوب باختری ارومیه و یکهزاروپانصدگزی شمال راه ارابه رو زیوه . دارای 48 تن سکنه است . آب آنج

معنی گزنک

گزنک . [ گ َ ن َ ] (اِخ ) رجوع به گزن و مزدیسنا تألیف دکتر معین ص 203 و 206 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter