مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گرگساران


معنی گرگساران

گرگساران . [ گ ُ ] (اِخ ) قریه ای ازبلخ و عرب آن را جرجسار تعریب کرده اند : بتوران زمین اندر آرم سپاه کنم کشور گرگساران تباه . دقیقی . سوی کشور گرگساران رسید به فرمان یزدان مر او را بدید. فردوسی . چون سام به گرگساران بازرفت ، افراسیاب روی به زمین ایران نهاد. (مجمل التواریخ والقصص ص 44).

معنی گرگساران- ترجمه گرگساران برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گرگساران اینجا را کلیک کنید

هم معنی گرگساران


ترجمه گرگساران


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گرگساران



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گرگرناصر

گرگرناصر. [ گ ِ گ ِ ص ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرگوز بخش سلوانا شهرستان ارومیه ، در 16 هزارگزی جنوب خاوری سلوانا و هزارگزی خاورراه ارابه رو زیوه به ارومیه ، در دره واقع و سردسیر سالم ، دارای 25 تن

معنی گرگستان

گرگستان . [ گ ُ گ ِ ] (اِخ ) همان گرجستان است . (تاریخ ایران باستان ص 2459). رجوع به گرجستان شود.

معنی گرگسار

گرگسار. [ گ ُ ] (ص مرکب ) گرگ مانند. (آنندراج ) : ز گرگ آنچنان کم گریزد گله کز آن گرگ ساران سگ مشغله . نظامی .

معنی گرگسار

گرگسار. [ گ ُ ] (اِخ ) نام پهلوانی ترکستانی بتقلید صاحبان فرهنگ و برهان در کاف عربی مرقوم شده و به تحقیق کاف عجمی است . (آنندراج ). نام سپاه سالار ارجاسب که اسفندیار او را به کمند گرفت : یکی ترک بد ن

معنی گرگه بیشه

گرگه بیشه . [ گ ُ گ ِ ش ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان واقع در 8000گزی شمال صحنه ، کنار راه مالرو صحنه به سنقر. منطقه ای است کوهستانی و سردسیر دارای 263تن سکنه ا

معنی گرگز

گرگز. [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان ، واقع در 28000گزی شمال خاور همدان و 4000گزی شاهبداق . هوای آن سرد، دارای 108 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود و

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: