مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گرگر سوختن


معنی گرگر سوختن

گرگر سوختن . [ گ ُگ ُ ت َ ] (مص مرکب ) شعله کشیدن پی درپی . شعله زدن چنانکه آواز گرگر از آن شنوده شود. رجوع به گرگر شود.

معنی گرگر سوختن- ترجمه گرگر سوختن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گرگر سوختن اینجا را کلیک کنید

هم معنی گرگر سوختن


ترجمه گرگر سوختن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گرگر سوختن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گرگر

گرگر. [ گ َ گ َ ] (اِخ ) نام قصبه ای است از ولایت آذربایجان . (برهان ). شهری است به اران (آذربایجان ) نزدیک بیلقان . ابن الاثیر گوید کرکر حصنی است نزدیک ملطیه ، و نیز کرکر ناحیه ای است از بغداد، و نیز

معنی گرگز

گرگز. [ گ ُ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان ، واقع در 30000گزی شمال کرمان ، سر راه مالرو شهداد به کرمان . دارای 10 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی گرگر

گرگر. [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقع در 40 هزارگزی باختر سراسکند و 25 هزارگزی به خط آهن مراغه و میانه . هوای آن معتدل و دارای 178 تن سکنه است . آب آنجا از

معنی گرگر

گرگر. [ گ َ گ َ ] (ص ، اِ) نامی است از نام های خدای تعالی و معنی آن صانع الصنائع باشد. (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) (غیاث ) : چو بیچاره گشتند و فریاد جستند بر ایشان ببخشود یزدان گرگر. دقیقی .

معنی گرگسار

گرگسار. [ گ ُ ] (ص مرکب ) گرگ مانند. (آنندراج ) : ز گرگ آنچنان کم گریزد گله کز آن گرگ ساران سگ مشغله . نظامی .

معنی گرگری

گرگری . [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گدارچیتی بخش هندیجان شهرستان خرمشهر واقع در38 هزارگزی شمال خاوری هندیجان و 3 هزارگزی جنوب راه اتومبیل رو بهبهان به دشت . هوای آن گرم و دارای 562تن سکنه است

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: