مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گرگران


معنی گرگران

گرگران . [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان طارم بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس واقع در 30000گزی جنوب حاجی آباد و 2000گزی باختر راه شوسه ٔ کرمان به بندرعباس . دارای 35 تن جمعیت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8). قریه ای است در دوفرسنگی کمتر میانه ٔ جنوب و مشرق طارم . (فارسنامه ٔ ناصری ص 218).

معنی گرگران- ترجمه گرگران برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گرگران اینجا را کلیک کنید

هم معنی گرگران


ترجمه گرگران


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گرگران



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گرگساران

گرگساران . [ گ ُ ] (اِخ ) قریه ای ازبلخ و عرب آن را جرجسار تعریب کرده اند : بتوران زمین اندر آرم سپاه کنم کشور گرگساران تباه . دقیقی . سوی کشور گرگساران رسید به فرمان یزدان مر او را بدید. فردوسی

معنی گرگر

گرگر. [ گ َ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از ایستگاه های راه آهن اهواز و بندرشاهپور از بخش شادگان شهرستان خرم شهر. این ایستگاه در 888 هزارگزی تهران و 40 هزارگزی شمال باختری بندرشاهپور واقع است و ساکنین آن فقط

معنی گرگر

گرگر. [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقع در 40 هزارگزی باختر سراسکند و 25 هزارگزی به خط آهن مراغه و میانه . هوای آن معتدل و دارای 178 تن سکنه است . آب آنجا از

معنی گرگز

گرگز. [ گ ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شراء بخش سیمینه رود شهرستان همدان ، واقع در 28000گزی شمال خاور همدان و 4000گزی شاهبداق . هوای آن سرد، دارای 108 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود و

معنی گرگر

گرگر. [ گ َ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادکان شهرستان خرمشهر، واقع در 30 هزارگزی شمال خاوری شادکان و 2 هزارگزی راه آهن ایستگاه گرگر. هوای آن گرم و مالاریائی است . دارای 150 تن سکنه است .

معنی گرگم

گرگم . [ ] (اِ) در فرهنگ شعوری ج 2 ص 321 این کلمه به معنی زردچوبه که آن را زرده چاو نیز میگویند آمده و با حرف گاف مضموم ضبط داده شده ولی صحیح آن کرکم است . رجوع به کرکم شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: