مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گرواره


معنی گرواره

گرواره . [ گ َ رَ / رِ ] (اِ) عمارت و بنیاد. (شعوری ج 2 ورق 305). رجوع به مدخل فوق شود ومحتمل است که هر دو مصحف برواره یا پرواره باشند.

معنی گرواره- ترجمه گرواره برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گرواره اینجا را کلیک کنید

هم معنی گرواره


ترجمه گرواره


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گرواره



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گرواآن

گرواآن . [ گ ِ ] (اِخ ) محله ٔ بزرگی است به اصفهان و ابوعلی عبدالرحمن بن محمدبن الخطیب بن رسته منسوب بدانجا است . (این محله را اکنون در اصفهان گراوون گویند). رجوع به جرواآن در معجم البلدان شود.

معنی گروچی

گروچی . [ گ ُ ] (اِ) گلو. (الفاظ الادویه ).

معنی گروازجان

گروازجان . [ ] (اِخ ) پنج فرسخ و نیم جنوبی جشنیان است . (فارسنامه ٔ ناصری ص 215).

معنی گرودک

گرودک . [ گ ِ رُ دِ ] (اِخ ) شهری است در لهستان که در ناحیه ٔ گلیسی واقع است و سکنه ٔ آن 10740 تن میباشد.

معنی گروت فند

گروت فند. [ گ ِ رُ ت ِ ف َ ] (اِخ ) از جمله ٔ دانشمندانی است که دو کتیبه ای را که «نی بور» نقاشی کرده بود موردمداقه قرار داده است . (تاریخ ایران باستان ص 44).

معنی گرو گذاشتن

گرو گذاشتن . [ گ ِ رَ / رُو گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) چیزی را در گرو نهادن . گرو سپردن . رهن دادن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter