مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گرزم


معنی گرزم

گرزم . [ گ ُ رَ ] (اِ) تبر هیزم شکن . (از شعوری ج 2 ورق 300) .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گرزم اینجا را کلیک کنید

هم معنی گرزم


ترجمه گرزم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گرزم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گرزکل

گرزکل . [ گ ُ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد، واقع در 4 هزارگزی جنوب خاوری چقلوند و 5 هزارگزی جنوب خاوری اتومبیل رو خرم آباد به چقلوند. دارای تپه ماهور است و 90 تن

معنی گرزدمن

گرزدمن . [ گ َ رَ دَ م ِ ] (هزوارش ، اِ) به لغت زند و پازند بمعنی دشمن و غنیم باشد. (برهان ) (آنندراج ). هزوارش ، گرزدمن ، گروژدمن ، کرزدیمن پهلوی اشکمب ، «یونکر ص 112». (حاشیه ٔ برهان قاطع چ

معنی گرزگ

گرزگ . [ گ َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خواشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع در 26 هزارگزی جنوب ششمد، منطقه ای است کوهستانی و هوای آن معتدل ، دارای 124 تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأمین میشود و

معنی گرزدار

گرزدار. [ گ ُ ] (نف مرکب ) دارنده ٔ گرز. مجازاً، شجاع . دلیر : فراز آورم لشکر گرزدار از ایران و ایرج برآرم دمار. فردوسی . خروشی برآمد ز درگاه شاه که ای گرزداران ایران سپاه . فردوسی . مر آن صورت

معنی گرزو

گرزو. [ گ َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان السین بخش مرکزی شهرستان بندرعباس واقع در 5000گزی شمال باختر بندرعباس و 3000گزی شمال راه مالرو ضمیر به بندرعباس دارای 30 تن سکنه است . مزرعه ٔ صندل و گلستان

معنی گرزپیکر

گرزپیکر. [ گ ُ پ َ / پ ِ ک َ ] (ص مرکب ) بشکل گرز. همانند گرز. دارنده ٔ پیکری چون گرز : جهانجوی پرکار بگرفت زود وز آن گرزپیکر بدیشان نمود. فردوسی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<