مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گردیدنی


معنی گردیدنی

گردیدنی . [ گ َ دی دَ ] (ص لیاقت ) (از: گردیدن + ی ، پسوند لیاقت ) لایق گردیدن . مناسب گشتن . و رجوع به معانی گردیدن شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گردیدنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی گردیدنی


ترجمه گردیدنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گردیدنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گردیدگی

گردیدگی . [ گ َ دی دَ / دِ ](حامص ) عمل گردیده . رجوع به گردیدن و گردیده شود.

معنی گردیان

گردیان . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند، واقع در 32000گزی شمال باختری نهاوند و 7000گزی جنوب باختری راه شوسه ٔ نهاوند به کرمانشاه . هوای آن سردسیر و دارای 804 سکنه است . آب آنجا از

معنی گردیس

گردیس . [ گ ُ ] (اِخ ) مردی از مردم افروغیا که به پادشاهی رسید. رجوع به گردیوس شود.

معنی گرز

گرز. [ گْرُ / گ ِ رُ ] (اِخ ) ژان باتیست . نقاش فرانسوی ، متولد در تورنوس (1725-1805 م .) (سون و لوار) . وی در ساختن صحنه های خانوادگی و تصاویر اشخاص مهارت داشت و آثار عمده ٔ او عبارتند از: نامزد

معنی گردیدن

گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص ) پهلوی گرتیتن ، وشتن ، اوستا «ورت » ، هندی باستان «ورتت » ، ورت [ گردیدن ، چرخیدن ]، کردی «گروان » . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). تطوف . (ترجمان القرآن ) (م

معنی گردیال

گردیال . [ گ َ دِ ] (اِ) نوعی خرما در بم . قسمی خرما در جیرفت .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: