مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گردیدنی


معنی گردیدنی

گردیدنی . [ گ َ دی دَ ] (ص لیاقت ) (از: گردیدن + ی ، پسوند لیاقت ) لایق گردیدن . مناسب گشتن . و رجوع به معانی گردیدن شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گردیدنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی گردیدنی


ترجمه گردیدنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گردیدنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گردیدگی

گردیدگی . [ گ َ دی دَ / دِ ](حامص ) عمل گردیده . رجوع به گردیدن و گردیده شود.

معنی گردیز

گردیز. [ گ َ ] (اِخ ) نام قصبه و قلعه ای از غزنین بر یک منزلی آن از سوی شرق و معرب آن جردیز است . گردیز یک منزلی مشرق غزنین است . (تاریخ مغول تألیف اقبال ص 62). ولایتی بین غزنه و هند. (از معجم البلدا

معنی گردیچو

گردیچو. [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت ، واقع در 1000گزی شمال ساردوئیه ، سر راه مالرو ساردوئیه به بافت . دارای 35 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی گردیان

گردیان . [ گ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند، واقع در 32000گزی شمال باختری نهاوند و 7000گزی جنوب باختری راه شوسه ٔ نهاوند به کرمانشاه . هوای آن سردسیر و دارای 804 سکنه است . آب آنجا از

معنی گردیه

گردیه . [ گ ُ ی َ ] (اِخ ) نام خواهر بهرام چوبینه است و مریم دختر قیصر که مادر شیرویه بود و گردیه خواهر بهرام چوبین که زن او (خسروپرویز) هر دو را به مداین نشاند به دارالملک . (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ

معنی گردین

گردین . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت ،واقع در 6000گزی خاور ساردوئیه . کوهستانی و سردسیر است . 50 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: