مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گردسرین


معنی گردسرین

گردسرین . [ گ ِ س ُ ] (ص مرکب ) آنکه سرین گرد دارد. چاق و فربه سرین : درازگردن و کوتاه پشت و گردسرین سیاه شاخ و سیه دیده و نکودیدار. فرخی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گردسرین اینجا را کلیک کنید

هم معنی گردسرین


ترجمه گردسرین


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گردسرین



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گردش قرعه

گردش قرعه . [ گ َ دِ ش ِ ق ُ ع َ / ع ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از غلطیدن قرعه است . (آنندراج ) : غافل مگشای چشم پرشنگ بر گردش قرعه های نیرنگ . شیخ ابوالفیض فیاضی (از آنندراج ).

معنی گردش رفتن

گردش رفتن . [ گ َ دِ رَ ت َ ] (مص مرکب ) به سیر و تنزه به صحرا شدن . بیرون شدن از مکان به باغ و بستان یا دیگر جا برای تفریح و تفرج .

معنی گردزنخ

گردزنخ . [ گ ِ زَ ن َ ] (ص مرکب ) آنکه زنخ گرد دارد. آنکه چانه ٔ او مدور است : زمانی که بی آن گردزنخ باشم ماهی است شبی کز بر آن خال جدا مانم سالی است . فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 399).

معنی گردش

گردش . [ گ َ دِ ] (اِمص ) گردیدن که چرخ زدن است . (برهان )(آنندراج ). سیر. حرکت دورانی . دور زدن : به یک گردش به شاهنشاهی آرد دهد دیهیم و طوق وگوشوارا. رودکی . فاخته گون شد هواز گردش خورشید جامه ٔ

معنی گردزدگی

گردزدگی . [ گ َ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) گردآلوده شدن . دچار گرد گردیدن . مبتلا گردیدن انگور و یا میوه ٔ دیگر به گرده . رجوع به گرده شود.

معنی گردشکن شدن

گردشکن شدن . [ گ ِ ش ِ ک َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شکستن بطور گرد. مدور شکستن . گردشکن شدن استخوان یا بازو و یا ران از پهنا.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: