مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گردروی


معنی گردروی

گردروی . [ گ ِ ] (ص مرکب ) آن که روی مدور دارد : مردمانش گردروی اند [ مردمان خمدان مستقر مغفور چین ] و پهن بینی . (حدود العالم ). حلیت (او) [ یزیدبن عبدالملک ] مردی بود دراز، ضخم و گردروی . (مجمل التواریخ و القصص ). رُقاق تنک کرده ٔ گردروی ز گرد سراپرده تا گرد کوی . نظامی . چو آن گردروی آهن سخت پشت بنرمی درآمد ز خوی درشت . نظامی . || در چراغ هدایت بمعنی آئینه ٔ فولادی که مدور باشد. (غیاث ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گردروی اینجا را کلیک کنید

هم معنی گردروی


ترجمه گردروی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گردروی


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: