مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گامیش


معنی گامیش

گامیش . (اِ مرکب ) مخفف گاومیش در تداول عامه و آن جانوری از جنس گاو است . (برهان ). رجوع به گاومیش و جاموس شود.

معنی گامیش- ترجمه گامیش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گامیش اینجا را کلیک کنید

هم معنی گامیش


ترجمه گامیش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گامیش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گامیش بنه

گامیش بنه . [ ب ُ ن َ] (اِخ ) موضعی در دابو در آمل (مازندران ). (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 112 بخش انگلیسی ).

معنی گان گاباس

گان گاباس . (اِ) پارسیها حمال را گان گاباس میگفتند. (ایران باستان ص 1322).

معنی گاندیا

گاندیا. (اِخ ) نام قصبه ٔ مرکز قضائی است در ایالت (والنسه ) از اسپانیول ، واقع در 60هزارگزی جنوب شرقی والنسه ، در یک مسافت سه هزارگزی از ساحل و بر نهر سرپیس دیده میشود و دارای 36500 تن سکنه ، سور، پ

معنی گانداره

گانداره . [ رَ ] (اِخ ) گنداره . گندار . از جمله ٔ اسامی ساتراپها برطبق نوشته های مورخین و جغرافیون یونانی و آنطور که در کتیبه های داریوی منقوش است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 14 و 15). گندار را بعضی

معنی گاموس

گاموس . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیّه ، واقع در 11 هزارگزی شمال باختری نقده و 2500 گزی جنوب شوسه ٔ نقده به اشنویه ، جلگه معتدل مالاریائی ، دارای 172 تن سکنه ، آب آن از رود

معنی گامیشلو

گامیشلو. (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان ، واقع در 25000گزی جنوب رزن و 1000گزی خاور راه شوسه ٔ رزن به همدان جلگه ، سردسیر، مالاریائی . دارای 715 تن سکنه ، آب آن از قنات . محصول آ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: