مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گامیرا


معنی گامیرا

گامیرا. (اِخ ) مردمانی که در زمان سارکن دوم (722 - 701 ق .م .) از طرف شمال به مملکت وان فشار می آوردند پیدایش این مردم قوی و سلحشور از سواحل دریای آزوف و از راه قفقاز است که به حوالی فلات ایران آمده بودند. ولات دیگر آسور این مردمان را گامیرا مینامند. توراة این مردم را «جوهر» و مورخین یونانی کیمروی نامیده اند. رجوع به کیمروی و جوهر شود. رجوع به ایران باستان ص 171 شود.

معنی گامیرا- ترجمه گامیرا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گامیرا اینجا را کلیک کنید

هم معنی گامیرا


ترجمه گامیرا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گامیرا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گامیش

گامیش . (اِ مرکب ) مخفف گاومیش در تداول عامه و آن جانوری از جنس گاو است . (برهان ). رجوع به گاومیش و جاموس شود.

معنی گامن

گامن . [ م َ ] (اِخ ) فرانسوا. متولد در ورسای . قفل ساز لویی 16. سازنده ٔ «گنجه ٔ آهنین » معروف ، که وی سپس راز آن را فاش کرد. (1751 - 1795 م .).

معنی گان

گان . (پسوند) مزید مؤخر نسبت و اتصاف است که در آخراسماء و صفات بجای موصوف درآید. شمس قیس در المعجم (چ مدرس رضوی ص 175) آرد: «حرف نسبت و تکریر اعداد و آن گاف و الف نونی است که در اواخر بعضی اسماء معنی

معنی گاندش

گاندش . [ ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان کاسی که بکلی دولت بابل را منقرض کرد و خود به سلطنت نشست و تا 1734 م . حکمرانی کرده از این سلطان کتیبه ای باقی است که خود را پادشاه اقالیم اربعه ٔ عالم خوانده است

معنی گانداده

گانداده . [ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کنایه از مرد بدفعل و نیز بمعنی قحبه . (آنندراج ). رجوع به گانگاه شود.

معنی گامیشلو

گامیشلو. (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان ، واقع در 25000گزی جنوب رزن و 1000گزی خاور راه شوسه ٔ رزن به همدان جلگه ، سردسیر، مالاریائی . دارای 715 تن سکنه ، آب آن از قنات . محصول آ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter