مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گارسیا گوتی رز


معنی گارسیا گوتی رز

گارسیا گوتی رز. [ رِ ] (اِخ ) آنتونیو. مصنف درام نویس اسپانیولی متولد در شیکلانا. وی درامهای رمانتیک دارد. (1813 - 1884 م .).

معنی گارسیا گوتی رز- ترجمه گارسیا گوتی رز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گارسیا گوتی رز اینجا را کلیک کنید

هم معنی گارسیا گوتی رز


ترجمه گارسیا گوتی رز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گارسیا گوتی رز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گارنیه

گارنیه . [ ی ِ ] (اِخ ) (آدلف ) فیلسوف فرانسوی متولد در پاریس . (1801 - 1864 م .).

معنی گارون زنگی

گارون زنگی . [ رُ زَ ] (اِ مرکب ) نامی است که در بندر عباس به بادام هندی دهند. رجوع به بادام هندی شود.

معنی گاردنال

گاردنال . [ دِ ] (فرانسوی ، اِ) نام دیگر لومینال است . از مشتقات اسید باربیتوریک است ، از جمله ٔ داروهایی که بیشینه یک خوراک آنها از ده سانتیگرم تا یک گرم است . (کارآموزی داروسازی جنیدی چ دانشگاه ص 24

معنی گاری

گاری . (پسوند) مرکب از «گار» مزید مؤخر + «ی » حاصل مصدر. این کلمه به آخر اسم معنی و ریشه ٔ فعل پیوندد و حاصل مصدر یایی سازد: سازگاری : به هر چش رسد سازگاری کند فلک بر ستیزنده خواری کند. نظامی . ز

معنی گاروک بد

گاروک بد. [ ب َ ] (اِ) رئیس کارگران سلطنتی و غیره در ایران باستان .

معنی گارو

گارو. [ رُ ] (اِخ ) قهرمان داستان لافونتن بنام بلوط و بادرنجبویه از دسته ٔ مردم احمق و پرمدعا که بیهوده از امور انتقاد میکنند.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: