مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گارسیا دوپاردس


معنی گارسیا دوپاردس

گارسیا دوپاردس . [ دُ رِ دِ ] (اِخ ) دیگو. جنگجوی اسپانیولی . متولد در تروجیلو (1466 - 1530 م .).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گارسیا دوپاردس اینجا را کلیک کنید

هم معنی گارسیا دوپاردس


ترجمه گارسیا دوپاردس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گارسیا دوپاردس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گارسه

گارسه . [ س ِ ] (روسی ، اِ) از لوازم چاپخانه . در تداول مطابع میزی با یکصد و چهارده خانه که حروف سربی در میان آن خانه ها است و حروف چین برای ترتیب کلمات حروف از آن برمیگیرد. محفظه ٔ حروف سربی در مطابع

معنی گاره

گاره . [ رَ ] (اِخ ) دهی کوچک از دهستان کشوربخش پاپی شهرستان خرم آباد، واقع در 52 هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و 24 هزارگزی باختر ایستگاه کشور، دارای 44 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی گارسیا گوتی رز

گارسیا گوتی رز. [ رِ ] (اِخ ) آنتونیو. مصنف درام نویس اسپانیولی متولد در شیکلانا. وی درامهای رمانتیک دارد. (1813 - 1884 م .).

معنی گارون زنگی

گارون زنگی . [ رُ زَ ] (اِ مرکب ) نامی است که در بندر عباس به بادام هندی دهند. رجوع به بادام هندی شود.

معنی گارسیا

گارسیا. (اِخ ) مانوئل . مغنی و آهنگ ساز اسپانیولی . پدر خانم مالیبران وخانم ویاردُ متولد در اشبیلیه . (1775 - 1832 م .).

معنی گارماسه

گارماسه . [ س ِ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان واقع در 4 هزارگزی جنوب فلاورجان و هزارگزی خاور راه اصفهان به شهرکرد. آب آن از زاینده رود، محصول آنجا غلات ، برنج ، صیفی ،

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: