مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی گاردنال


معنی گاردنال

گاردنال . [ دِ ] (فرانسوی ، اِ) نام دیگر لومینال است . از مشتقات اسید باربیتوریک است ، از جمله ٔ داروهایی که بیشینه یک خوراک آنها از ده سانتیگرم تا یک گرم است . (کارآموزی داروسازی جنیدی چ دانشگاه ص 247). رجوع به لومینال شود.

معنی گاردنال- ترجمه گاردنال برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد گاردنال اینجا را کلیک کنید

هم معنی گاردنال


ترجمه گاردنال


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه گاردنال



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی گارستانه

گارستانه . [ رِ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش لنگه ٔ شهرستان لار، واقع در 36 هزارگزی شمال باختر لنگه ، کنار راه فرعی لنگه به بندرچارک . دامنه ، گرمسیر و مالاریایی . دارای 196 تن سکنه ، آب

معنی گاردنیا

گاردنیا. [ دِ ] (فرانسوی ، اِ) گلی است از تیره ٔ روناس تزیینی ، دارای گلهای زیبا.

معنی گارسیا گوتی رز

گارسیا گوتی رز. [ رِ ] (اِخ ) آنتونیو. مصنف درام نویس اسپانیولی متولد در شیکلانا. وی درامهای رمانتیک دارد. (1813 - 1884 م .).

معنی گارس

گارس . (اِ) قسمی جامه . قسمی پارچه ٔ سخت لطیف (در تداول عامه ). رجوع به گاز شود.

معنی گارن

گارن . [ رِ ] (اِ) این درخت را که از نوع پستنک میباشد در نور و گرگان بارانک ، در طوالش می انز، در کوهپایه ٔ گیلان راج اربو، در کلارستاق المدلی ، درکجور الندری ، در رامسر گارن و در خلخال مله میخوانند.

معنی گارمن

گارمن . [ م ُ ](روسی ، اِ) (مأخوذ از گارمونیکای روسی ) آلت موسیقی دستی که با باد کار میکند. و رجوع به قارمان شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: