مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فژژ


معنی فژژ

فژژ. [ ف َ ژَ ] (اِ) گیاهی است که درد شکم را سود دارد و آن را گیاه ترکی و اگر ترکی خوانند. (برهان ).

معنی فژژ- ترجمه فژژ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فژژ اینجا را کلیک کنید

هم معنی فژژ


ترجمه فژژ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فژژ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فژر

فژر. [ ] (اِ) اسم وج است . (فهرست مخزن الادویه ). مصحف فژژ است . رجوع به فژژ شود.

معنی فژاگین

فژاگین . [ ف َ ] (ص مرکب ) فژاگن . چرکن . چرک آلود.پلید و پلشت . (برهان ). رجوع به فژاک و فژاگن شود.

معنی فژغنده

فژغنده . [ ف َ غ َ دَ / دِ ] (ص مرکب ) فژغند. (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به فژغند، فژ، فژه ، فز و فزه شود.

معنی فژاکن

فژاکن . [ ف َ ک ِ ] (ص مرکب ) پژاگن . فژگن . فژاگین . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی فژاک است که چرکن و چرک آلود و پلید و پلشت باشد. (برهان ). گویا صحیح این کلمه با کاف فارسی و مرکب از فژ + آگن ، مخ

معنی فژولنده

فژولنده . [ ف ُ ل َ دَ / دِ ] (نف ) تقاضاکننده . || برانگیزاننده به جنگ و کارهای دیگر. || دورکننده و راننده . (برهان ). رجوع به فژولیدن شود.

معنی فژگند

فژگند. [ ف َ گ َ ](ص مرکب ) فژغند. چرک آلود. پلید. چرکن . (برهان ). فژاکن . فژاگن . فژغند. فژگنده . رجوع به این کلمات شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter