مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فزونا


معنی فزونا

فزونا. [ ف ُ ] (ص )بطور بسیار و بغایت و بسیار زیاد. (ناظم الاطباء).

معنی فزونا- ترجمه فزونا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فزونا اینجا را کلیک کنید

هم معنی فزونا


ترجمه فزونا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فزونا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فزون گشتن

فزون گشتن . [ ف ُ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) فزون آمدن . فزونی یافتن . زیاد شدن . بیشتر شدن : گر آتش است چون که در این خرمن هرگز فزون نگشت و نشد کمتر؟ ناصرخسرو.

معنی فژ

فژ. [ ف َ ] (اِ) چرک وریم و سخ . (از برهان ). پژ. فژه . رجوع به فژاک ، فژاکن و فژاگین شود. || غم و رنج : بدانست کآن گفتن اوست کژ دلش ز آتش غم برآورد فژ. فردوسی . || یال . بش . (یادداشت بخط مؤلف )

معنی فژاکن

فژاکن . [ ف َ ک ِ ] (ص مرکب ) پژاگن . فژگن . فژاگین . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی فژاک است که چرکن و چرک آلود و پلید و پلشت باشد. (برهان ). گویا صحیح این کلمه با کاف فارسی و مرکب از فژ + آگن ، مخ

معنی فزیز

فزیز. [ ف َ ] (ع مص ) دویدن ریم از جراحت . (تاج المصادر بیهقی ). روان شدن زخم . (منتهی الارب ).

معنی فزون آمدن

فزون آمدن . [ ف ُ م َ دَ ] (مص مرکب ) زیاد شدن . بسیار شدن . بیشی یافتن . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی فزونی

فزونی . [ ف ُ ] (حامص ) افزونی . بیشی . زیادتی . (یادداشت بخط مؤلف ). بسیاری و افزونی و کثرت و زیادتی . (ناظم الاطباء). فراوانی : بگنج و فزونی نگیری فریب به پی ار فراز آیدت یا نشیب . فردوسی . تو

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: