مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فرمان برداری


معنی فرمان برداری

فرمان برداری . [ ف َ مام ْ ب ُ ] (حامص مرکب ) فرمان بری . فرمان به جا آوردن . (یادداشت به خط مؤلف ) : در ریاضت و تعلیم او و شرایط خدمت و لوازم فرمان برداری قیام نمود. (سندبادنامه ). - فرمان برداری کردن ؛ اطاعت کردن . مطیع شدن و تسلیم شدن . (ناظم الاطباء). - فرمان برداری نمودن ؛ فرمان برداری کردن . پذیرفتن . (یادداشت به خط مؤلف ) : فرمان برداری باید نمود به هرچه خداوند فرماید. (تاریخ بیهقی ). دل شکسته نباید داشت که چنین حالها مردان را پیش آید. فرمان برداری باید نمود. (تاریخ بیهقی ). زن فرمان برداری نمود. (کلیله و دمنه ). رجوع به فرمان شود.

معنی فرمان برداری- ترجمه فرمان برداری برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فرمان برداری اینجا را کلیک کنید

هم معنی فرمان برداری


ترجمه فرمان برداری

فرمان برداری: subordination


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فرمان برداری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فرمان روایی

فرمان روایی . [ ف َ ما رَ ] (حامص مرکب ) فرمان روا شدن . فرمان روا بودن . فرمان فرمایی . حکومت . ریاست . (یادداشت به خط مؤلف ) : وزیر ملک صاحب سید احمد که دولت بدو داد فرمان روایی . فرخی . ازیرا ن

معنی فرمان نیوش

فرمان نیوش . [ ف َ ] (نف مرکب ) فرمان شنو و مطیع و آنکه گوش به فرمان میدهد. (ناظم الاطباء).

معنی فرمان روا

فرمان روا. [ ف َ ما رَ ] (ص مرکب ) کنایت از پادشاه نافذالامر باشد. (برهان ). پادشاهی که حکم و فرمانش رایج باشد. (ناظم الاطباء) : برهمن بدو گفت کای پادشا جهاندار دانا و فرمان روا. فردوسی . چو خورشید

معنی فرمان آباد

فرمان آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ژان بخش درود شهرستان بروجرد، واقع در شش هزارگزی شمال درود، کنار راه مالرو یوسف آباد به سیاه کله . جایی است جلگه ، معتدل و دارای 143 تن سکنه . از قنات مشروب

معنی فرمانج

فرمانج . [ ف َ ن َ ] (اِ) برگ درخت . (ناظم الاطباء).

معنی فرمان روان

فرمان روان . [ ف َ ما رَ ] (ص مرکب ) فرمان روا. آنکه فرمانش را دیگران گردن نهند. نافذالامر : هفت هارون بر در سلطان غیب از چه سان فرمان روان دانسته اند. خاقانی . به اقبال این دو سردار کامکار و دو پ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter