مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فرافب


معنی فرافب

فرافب . [ ف َ ف ِ / ف ُ ف ِ ] (ع اِ) درختی است که از آن پالان سازند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یک نوع درختی که از چوب آن پالان شتر سازند. (ناظم الاطباء).

معنی فرافب- ترجمه فرافب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فرافب اینجا را کلیک کنید

هم معنی فرافب


ترجمه فرافب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فرافب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فراغتکده

فراغتکده . [ف َ غ َ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) جای عیش و عشرت . (ناظم الاطباء). از عالم عشرتکده . (آنندراج ) : میبرد جلوه ٔ آسایشت از ره واله ! به فراغتکده رو بستر سیماب مبر. واله هروی (از آنندراج ).

معنی فرافل

فرافل . [ ف ُ ف ِ ] (ع اِ) ثمر ینبوت است . (فهرست مخزن الادویه ). پست ینبوت عمان . (آنندراج ). فُرافِر. رجوع به فُرافِر شود.

معنی فراغت دادن

فراغت دادن . [ ف َ غ َ دَ] (مص مرکب ) بی نیاز کردن و فارغ ساختن : فروغ روی شیرین در دماغش فراغت داده از شمع و چراغش . نظامی . رجوع به فراغت شود.

معنی فراق نامه

فراق نامه . [ ف ِ / ف َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) نامه ای که در آن شرح جدایی از دوست بود : فراق نامه ٔ سعدی به هیچ گوش نیامد که دردی از سخنانش در او نکرد سرایت . سعدی . فراق نامه ٔ سعدی عجب که در تو ن

معنی فرافر

فرافر. [ ف ُ ف ِ ] (ع اِ) گوساله ٔ دشتی . (ناظم الاطباء). گوساله ٔ وحشی . (اقرب الموارد). || بزغاله ٔ وحشی . بچه بز وحشی . (اقرب الموارد). در لسان العرب فرافر مطلق بره و فرار بچه ٔ بز و میش و گاو آم

معنی فراغه

فراغه . [ ف ُغ َ / غ ِ ] (اِ) قلم پاک کن . (آنندراج ). قطعه ای از ابریشم سیاه که قلم را بدان پاک کنند. (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: