مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فراغ داشتن


معنی فراغ داشتن

فراغ داشتن . [ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) آسودگی داشتن .فراغت داشتن . رجوع به فراغت داشتن و فراغ شود. || بی اعتنا بودن و بی نیازی نمودن : بزرگان فراغ از نظر داشتند از آن پرنیان آستر داشتند. سعدی . رجوع به فراغ و فراغت داشتن شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فراغ داشتن اینجا را کلیک کنید

هم معنی فراغ داشتن


ترجمه فراغ داشتن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فراغ داشتن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فراغ جستن

فراغ جستن . [ ف َ ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) آسودگی یافتن . آسوده شدن : همی بودیک ماه با درد و داغ نمی جست یک دم ز انده فراغ . فردوسی . || در پی آسایش و فراغ برآمدن . رجوع به فراغ شود.

معنی فراغ

فراغ . [ ف ُ ] (اِ) فروغ و روشنایی چراغ و آتش و مانند آن . (برهان ). فروغ . رجوع به فروغ شود.

معنی فراغة

فراغة. [ ف ُ غ َ ] (ع اِ) آب مرد و آن نطفه است . (اقرب الموارد از لسان العرب ).

معنی فراغ

فراغ . [ ف ِ ] (ع اِ) برآمدن گاه آب از میان دلو از میان دسته . (منتهی الارب ). ناحیتی از دلو که آب از آن فروریزد. (اقرب الموارد). || اسب نیکو و گشاده رفتار. (منتهی الارب ). اسب نیکوی گشاده رفتار و هر

معنی فراغ افتادن

فراغ افتادن . [ ف َ اُ دَ ] (مص مرکب ) رها شدن . رهیدن . آسوده شدن : چون از ذکر انساب و تواریخ فرس فراغ افتاد... (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). رجوع به فراغ شود.

معنی فراغت داشتن

فراغت داشتن . [ ف َ غ َ ت َ ] (مص مرکب ) غفلت داشتن . فراموش کردن : در بزرگی و گیرودار عمل ز آشنایان فراغتی دارند. سعدی . || آسوده بودن و راحت زیستن . رجوع به فراغ و فراغت شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: