مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فراغ جستن


معنی فراغ جستن

فراغ جستن . [ ف َ ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) آسودگی یافتن . آسوده شدن : همی بودیک ماه با درد و داغ نمی جست یک دم ز انده فراغ . فردوسی . || در پی آسایش و فراغ برآمدن . رجوع به فراغ شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فراغ جستن اینجا را کلیک کنید

هم معنی فراغ جستن


ترجمه فراغ جستن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فراغ جستن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فراعنه

فراعنه . [ ف َ ع ِ ن َ ] (اِخ ) ج ِ فرعون . (منتهی الارب ). و فرعون نامی است که بر پادشاهان مصر قدیم اطلاق شده است . (المنجد). سلاطین قدیم مصر فرعون لقب داشتند. فراعنه ٔ مصر بیست وشش سلسله بوده اند و

معنی فراغ افتادن

فراغ افتادن . [ ف َ اُ دَ ] (مص مرکب ) رها شدن . رهیدن . آسوده شدن : چون از ذکر انساب و تواریخ فرس فراغ افتاد... (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). رجوع به فراغ شود.

معنی فراغان

فراغان . [ ف َ ] (اِخ ) از قرای مرو است . (معجم البلدان ).

معنی فراغة

فراغة. [ ف ُ غ َ ] (ع اِ) آب مرد و آن نطفه است . (اقرب الموارد از لسان العرب ).

معنی فراغت خانه

فراغت خانه . [ ف َ غ َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خلوت خانه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : کنیز هوشمند از جای برخاست فراغت خانه ٔ دیگر بیاراست . بیانی (از آنندراج ). رجوع به فراغت شود.

معنی فراغت یافتن

فراغت یافتن . [ ف َ غ َ ت َ ] (مص مرکب ) پرداختن . به پایان رساندن . فراغ : چو از گفتن فراغت یافت شاپور دمش در مه گرفت و حیله در هور. نظامی . رجوع به فراغ و فراغت شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<