مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فراغت داشتن


معنی فراغت داشتن

فراغت داشتن . [ ف َ غ َ ت َ ] (مص مرکب ) غفلت داشتن . فراموش کردن : در بزرگی و گیرودار عمل ز آشنایان فراغتی دارند. سعدی . || آسوده بودن و راحت زیستن . رجوع به فراغ و فراغت شود.

معنی فراغت داشتن- ترجمه فراغت داشتن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فراغت داشتن اینجا را کلیک کنید

هم معنی فراغت داشتن


ترجمه فراغت داشتن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فراغت داشتن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فراغ خطی

فراغ خطی . [ ف َ خ َطْ طی ] (حامص مرکب ) خلاص . رهایی . آزادی . (ناظم الاطباء). فارغ خطی . رجوع به فارغ خطی شود.

معنی فراق کشیدن

فراق کشیدن . [ ف ِ / ف َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) تحمل جدایی کردن . هجران کشیدن : غم زمانه خورم یا فراق یارکشم به طاقتی که ندارم ، کدام بار کشم . سعدی . رجوع به فراق شود.

معنی فرافب

فرافب . [ ف َ ف ِ / ف ُ ف ِ ] (ع اِ) درختی است که از آن پالان سازند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یک نوع درختی که از چوب آن پالان شتر سازند. (ناظم الاطباء).

معنی فراغ داشتن

فراغ داشتن . [ ف َ ت َ ] (مص مرکب ) آسودگی داشتن .فراغت داشتن . رجوع به فراغت داشتن و فراغ شود. || بی اعتنا بودن و بی نیازی نمودن : بزرگان فراغ از نظر داشتند از آن پرنیان آستر داشتند. سعدی . رجوع ب

معنی فراغبال

فراغبال . [ ف َ ] (ص مرکب ) آنکه بی تشویش معاش کند و بال در لغت عرب به معنی دل است . (از آنندراج ). رجوع به فارغ بال و فارغ البال شود.

معنی فرافص

فرافص . [ ف ُ ف ِ ] (ع ص ) شیر سخت درشت . (منتهی الارب ). الاسد الشدید الغلیظ. (اقرب الموارد). || دد درشت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || مردسخت گرفت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: