مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی فراعلة


معنی فراعلة

فراعلة. [ ف َ ع ِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ فُرْعُل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فرعل شود.

معنی فراعلة- ترجمه فراعلة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد فراعلة اینجا را کلیک کنید

هم معنی فراعلة


ترجمه فراعلة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه فراعلة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی فراغ بال

فراغ بال . [ ف َ غ ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آسودگی خاطر. آسایش و راحتی خیال : ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی جز بدان عارض شمعی نبود پروازم . حافظ (دیوان چ قزوینی ص 230).

معنی فراغة

فراغة. [ ف َ غ َ ] (ع مص ) ناشکیبایی و بی آرامی . || فراخ شدن ضربت و طعنه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی فراطة

فراطة. [ ف ُ طَ ] (ع ص ) فِراط. (منتهی الارب ). آبی که چند قبیله در آن مساوی باشند یعنی همه را بود و آنکه پیش آید آن را ازآن ِ وی بود: هذا ماء فراطة بین القوم ؛ هرکه پیش تر بدان سبقت جوید سیراب گردد و

معنی فراغ

فراغ . [ ف ُ ] (ع اِ)آب منی را گویند و آن آبی است که در هنگام احتلام و جماع و استمناء از مردم برآید. (برهان ). فُراغة. آب مرد و آن نطفه است . (اقرب الموارد از لسان العرب ).

معنی فراعل

فراعل . [ ف َ ع ِ ] (ع اِ) ج ِ فُرْعُل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). بچه های کفتار. (از آنندراج ). رجوع به فرعل شود.

معنی فراغ افتادن

فراغ افتادن . [ ف َ اُ دَ ] (مص مرکب ) رها شدن . رهیدن . آسوده شدن : چون از ذکر انساب و تواریخ فرس فراغ افتاد... (فارسنامه ٔ ابن بلخی ). رجوع به فراغ شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: