مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دیگرانوهی


معنی دیگرانوهی

دیگرانوهی . (اِخ ) نام خواهر تیگران پادشاه ارمنستان است و ضحاک چون او را بزنی گرفت تصمیم داشت تا بدستیاری وی تیگران را خائنانه تلف کند اما زن راضی نشد ببرادرش خیانت کند. (از تاریخ ایران باستان ج 1 ص 204).

معنی دیگرانوهی- ترجمه دیگرانوهی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دیگرانوهی اینجا را کلیک کنید

هم معنی دیگرانوهی


ترجمه دیگرانوهی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دیگرانوهی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دیگرگونی

دیگرگونی . [ گ َ ] (حامص مرکب ) حالت وچگونگی دیگرگون . دگرگونی . تغیر و تبدل . تبدیل و تحویل . (ناظم الاطباء). تغییر. (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی دیگرانه

دیگرانه . [ گ َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ) عصرانه . (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی دیگری

دیگری . [ گ َ ] (اِ) خراج و مالیات اشجار و مانند آن . (ناظم الاطباء).

معنی دیگه سرا

دیگه سرا. [ گ ِ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش با 1244 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2).

معنی دیگر گشتن

دیگر گشتن . [ گ َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) عوض شدن . تغییر کردن . تبدیل شدن . (یادداشت مؤلف ). متغیر و دگرگون گردیدن : چه گمان برد که محمود مگر دیگر گشت اینت غمری و گمانی بد سبحان اﷲ. فرخی . صواب نمی

معنی دیگر

دیگر. [ گ َ ] (ص ، اِ) صفت مبهم شخص یا شیئی که قبلاً بیان کرده اند. مخفف آن دگر است که بیان میکند شخص یا چیزی را علاوه بر شخص و چیزی که پیش بیان کرده اند. این کلمه هنگامی که صفت باشد گاه مانند دیگر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: