مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دیش پولی


معنی دیش پولی

دیش پولی . (اِ مرکب ) دندان مزد. دیش به ترکی دندان است و دیش پولی وجهی بوده که در دوران استبداد، رعایا در سر سفره ٔ مأمورین دولت مینهاده اند پیش از ناهار بعنوان دندان مزد. این رسم در نواحی ملایر و تویسرکان متداول بوده است . (یادداشت لغتنامه ).

معنی دیش پولی- ترجمه دیش پولی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دیش پولی اینجا را کلیک کنید

هم معنی دیش پولی


ترجمه دیش پولی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دیش پولی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دیصانیة

دیصانیة. [ دَ ی ْ نی ی َ ] (اِخ ) فرقه ای از ثنویه که منسوبند به دیصان و مذهب او آن است که نور فاعل مختار است و ظلمت موجب و فعل او بحسب طبع و اضطرار. (نفائس الفنون ). رجوع به ابن دیصان و البیان و التب

معنی دیسه

دیسه . [ س ِ ] (اِ) بمعنی دیس و دس . (انجمن آرا). بمعنی شخص . (برهان ) (ناظم الاطباء).

معنی دیشان

دیشان . (اِخ ) نام قریه ای است از قراء مرو. (از معجم البلدان ).

معنی دیشکان

دیشکان . (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔبخش مشیز شهرستان سیرجان با 310 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

معنی دیشبی

دیشبی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب به دیشب . دوشین . دوشینه . || (ق مرکب ) در تداول عامه دیشب ؛ همین دیشبی بخانه اش رفتم .

معنی دیصا

دیصا. (اِخ ) شهرک قدیم است در کشور مصر. (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: