مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دیسناو


معنی دیسناو

دیسناو. (اِخ ) نام کتابی است از تصانیف مزدک در اثبات مذهب خودش . (برهان ). نام کتاب مزدک بوده که در آئین خود نوشته و آئین شکیب نام ، مردی از پیروان او آن را از باستانی بپارسی ترجمه کرده است . (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی دیسناو- ترجمه دیسناو برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دیسناو اینجا را کلیک کنید

هم معنی دیسناو


ترجمه دیسناو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دیسناو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دیش دیش

دیش دیش . (اِخ ) دهی است از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد با 95 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

معنی دیشب

دیشب . [ ش َ ] (ق مرکب ، اِ مرکب ) (از: دی + شب )، شب گذشته . شب پیش از روزی که در آنند. دوش . بارحة : دیشب گله ٔ زلفش با باد همی کردم گفتاغلطی بگذر زین فکرت سودائی . حافظ. دیشب به سیل اشک ره خو

معنی دیش

دیش . (اِ) داد و دهش . (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (برهان ).

معنی دیشان

دیشان . (اِخ ) نام قریه ای است از قراء مرو. (از معجم البلدان ).

معنی دیسمة

دیسمة. [ دَ س َ م َ ] (ع اِ) ذرة. (تاج العروس ) (ناظم الاطباء). || مورچه . (ناظم الاطباء). دسمة. (منتهی الارب ).

معنی دیسم

دیسم . [ دَ س َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم کردی ملقب به ابوسالم . مادرش دختر یکی از رؤسای قبائل کرد آذربایجان و پدرش از اصحاب هارون الشاری حاکم آذربایجان بود. چون هارون شاری بقتل رسید و آذربایجان را یوسف ب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: