مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دیرآب


معنی دیرآب

دیرآب . (ص مرکب ) که زود انزال نکند. (یادداشت مؤلف ) : زین سرابونی ، یک اندامی ، درشتی ، پردلی مغ کلاهی مغ روی دیرآب زود افشاره ای . سوزنی .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دیرآب اینجا را کلیک کنید

هم معنی دیرآب


ترجمه دیرآب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دیرآب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دیرادیر

دیرادیر. (ق مرکب ) دیردیر. دیربدیر. مقابل زود بزود. (یادداشت مؤلف ) : بدین سبب مردم محرور را شراب دیرادیر باید خوردن و اگر خود نخورد بهتر و زیباترو نیکوتر باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بدین سبب مباشرت

معنی دیرآ

دیرآ. (نف مرکب ) دیر آیند. آنکه بدیر آید. (از آنندراج ). که پس از زمانی دراز دررسد. که بعد مدتی دراز فراز آید.

معنی دیرالاعور

دیرالاعور. [ دَ رُل ْ اَع ْ وَ ] (اِخ ) نام دیری در خارج کوفه و آن را مردی بنام اعور از بنی حذافةبن زهربن ایاد ساخته است . (از معجم البلدان ). || محلی است در عراق شرق نجف و جنوب کربلا. رستم سردار ساسا

معنی دیرالبحری

دیرالبحری . [ دِ رُل ْ ب َ ری ی ] (اِخ ) از امکنه ٔ باستانی مهم مصر، بر ساحل غربی نیل نزدیک طیوه و مقایل کرنک است . در کاوشهای 1903 تا 1906 م . معبد و مقبره ٔ منتوحوتپ سوم شاه سلسله ٔ یازدهم کشف شد. ن

معنی دیر هندالصغری

دیر هندالصغری . [ دَ رِ هَِ دِص ْ ص ُ را ] (اِخ ) در حیره نزدیک خطه ٔ بنی عبداﷲبن دارم بکوفه و پس از خندق واقع است . و گویند: چون انوشیروان نعمان بن منذر را بزندان خویش افکند دختر منذر که نام او هند ب

معنی دیر یحنس

دیر یحنس . [ دَ ی ْ رِ ی ُ ح َن ْن َ ] (اِخ ) بنا بگفته ٔ الشابشتی دیری است که در سمنود از توابع حوف مصر واقع است . (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: