مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دیرآب


معنی دیرآب

دیرآب . (ص مرکب ) که زود انزال نکند. (یادداشت مؤلف ) : زین سرابونی ، یک اندامی ، درشتی ، پردلی مغ کلاهی مغ روی دیرآب زود افشاره ای . سوزنی .

معنی دیرآب- ترجمه دیرآب برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دیرآب اینجا را کلیک کنید

هم معنی دیرآب


ترجمه دیرآب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دیرآب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دیرالاعلی

دیرالاعلی . [دَ رُل ْ اَ لا ] (اِخ ) نام دیری در بالای موصل بر روی کوهی مشرف بر دجله و از نظر وجود انجیلها و مقدسات ،مسیحیان دیری چون آن ندارند و در سال 301 معدن گوگرد و مرقشیثا در آن ظاهر گردید. و در

معنی دیرآمدن

دیرآمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) نه به وقت فرارسیدن . نه در وقت معتاد آمدن : هجوم ؛ دیرآمدن زمستان . (تاج المصادر بیهقی ). تأخیر کردن : همانا مرا چشم دارد همی ز دیر آمدن خشم دارد همی . فردوسی . بد

معنی دیر یحنس

دیر یحنس . [ دَ ی ْ رِ ی ُ ح َن ْن َ ] (اِخ ) بنا بگفته ٔ الشابشتی دیری است که در سمنود از توابع حوف مصر واقع است . (از معجم البلدان ).

معنی دیر هندالکبری

دیر هندالکبری . [ دَ رِ هَِ دِل ْ ک ُ را ] (اِخ ) دیری است در ناحیه ای از نجف در حیره که آن را هند دختر حارث بن عمربن حجر اکل المرار کندی ساخته است و هارون الرشید به اتفاق یحیی بن خالد هنگامی که بحیره

معنی دیرالبخت

دیرالبخت . [ دَ رُل ْب ُ ] (اِخ ) بفاصله دو فرسخ از دمشق واقع است این دیر، دیر میخائیل نامیده میشد چون عبدالملک مروان شتر بختی در آن دیر می بست از آن به بعد به این نام موسوم گردید. علی بن عبداﷲبن عباس

معنی دیر یونس

دیر یونس . [ دَ رِ ن ُ ] (اِخ ) منسوب به یونس بن متی (ع ) است و جنب شرق دجله مقابل موصل است بین آن و دجله دو فرسخ یا کمتر است و این محل معروف به نینوی و نینوی شهر یونس (ع ) است . در زیر دیر چشمه ای اس

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: