مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دیامیم


معنی دیامیم

دیامیم . [ دَ ] (ع اِ) ج ِ دیمومة. از ماده ٔ دمم . (اقرب الموارد). رجوع به دیمومة شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دیامیم اینجا را کلیک کنید

هم معنی دیامیم


ترجمه دیامیم


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دیامیم



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دیان

دیان . (اِخ ) معبد دیانا یا معبد آرتیمس . معبد مشهور دیانا در شهر «افسوس » که یکی از عجایب سبعه محسوب بود. این معبد (در حدود 550 ق . م .) برای آرتیمس ساخته شد. درشب تولد اسکندر مقدونی یکی از اهالی افس

معنی دیانا

دیانا.(اِخ ) دیان . در دین رومی الاهه ٔ ماه و جنگلها و حیوانات و زنان است بهنگام وضع حمل . دیانا مطابق اساطیر یونانی آرتمیس بود و در معبدش در رم بعنوان الاهه ٔ باکره مورد احترام بود وی که دختر «ژوپیتر

معنی دیان

دیان . (ع مص ) مداینة. پاداش و جزا دادن . (از لسان العرب ).

معنی دیانه موسی

دیانه موسی . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد و 7200 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی دیامرون

دیامرون . [ ] (اِ) اسم یونانی شربت توت است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

معنی دیانت گری

دیانت گری . [ ن َ گ َ ] (حامص مرکب ) پارسائی و عدالت و صداقت . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: