مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دویدة


معنی دویدة

دویدة. [ دُ وَ دَ ] (ع اِ مصغر) تصغیر دودة، کرمک . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دودة شود.

معنی دویدة- ترجمه دویدة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دویدة اینجا را کلیک کنید

هم معنی دویدة


ترجمه دویدة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دویدة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دویره

دویره . [ دَ رَ / رِ ] (اِ) دوال و تسمه ای که بدان قمار بازند. (ناظم الاطباء) (ازآنندراج ) (از فرهنگ اوبهی ) (از برهان ) : شاه غزنین چو نزد او بگذشت چون دویره به گردش اندر گشت . عنصری (از اسدی ).

معنی دویره

دویره . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است به نیشابور، از آن ده است محمدبن عبداﷲبن یوسف بن خورشید. (منتهی الارب ). دهی است در دو فرسخی نیشابور. (از لباب الانساب ).

معنی دویروند

دویروند. [ دُ وَ وَ ] (اِخ ) تیره ای از طایفه ٔ ممزایی ایل چهارلنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان 75).

معنی دویت دار

دویت دار. [ دَ ] (نف مرکب ) دوات دار. داوی . (یادداشت مؤلف ) : امیر چون رقعه بخواند بنوشت و به غلامی خاص داد که دویت دار بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 159). و رجوع به دوات دار شود.

معنی دویدن

دویدن . [ دَ دَ ] (مص ) از کلمه ٔ «داو» مضاعف کردن مبلغ باخت . مضاعف کردن گرو قمار در نرد. (یادداشت مؤلف ).

معنی دویسه

دویسه . [ دُ وَ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . واقع در 17هزارگزی شمال شوسه ٔسنندج به مریوان . سکنه ٔ آن 390 تن است . آب آن از چشمه و رودخانه است . (از فرهنگ جغرافیا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: