مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دوک ریسی


معنی دوک ریسی

دوک ریسی . (حامص مرکب ) دوک رشتن . صفت و شغل دوک ریس : زن برون کرد کلوک از انگشت کرد بر دوک و دوک ریسی پشت . لبیبی . و رجوع به دوک شود.

معنی دوک ریسی- ترجمه دوک ریسی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دوک ریسی اینجا را کلیک کنید

هم معنی دوک ریسی


ترجمه دوک ریسی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دوک ریسی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دوک

دوک . (فرانسوی ، اِ) کلمه ٔ فرانسوی و تأنیث آن دوشس است و آن لقبی از القاب نجبای فرانسه است .(یادداشت مؤلف ). یکی از القاب اشراف اروپا. || فرمانروای یک دوک نشین . (فرهنگ فارسی معین ).

معنی دوک

دوک . (اِخ ) دهی است از دهستان کیاکلا بخش مرکزی شهرستان شاهی دارای 375 سکنه و آب آن از رودخانه ٔتالار و چاه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

معنی دوکان داری

دوکان داری . [ دُ ] (حامص مرکب ) اداره کردن دکان . دکانداری . شغل دکاندار. || محافظت دکان . || زبان گرمی و تملق و چاپلوسی . (ناظم الاطباء). نیرنگ سازی و حقه بازی .

معنی دوکچه

دوکچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) دوک کوچک . (ناظم الاطباء). به معنی دوک است .(آنندراج ). مصغر دوک ، ماسوره ای که در کلوک گذارند وکرباس بافند. (از شعوری ج 1 ورق 454). || پود. پود پیچ و ماکو. (ناظم الاطب

معنی دوکدان

دوکدان . (اِ مرکب ) حفش و سبد کوچکی که در آن دوک و گروهه ٔ ریسمان و پنبه گذارند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ) (برهان ). جعبه ای که در آن دوکهای نخ ریسی را جا دهند

معنی دوکانه

دوکانه . [ دُ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دور فرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . سکنه ٔ آن 172 تن . آب از قنات و رودخانه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter