مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دوکاسه


معنی دوکاسه

دوکاسه .[ دُ س َ / س ِ ] (ص مرکب ) که خرج از کسی جدا دارد. که مال از وی ممتاز دارد؛ دو کاسه بودن با کسی ، مالشان از یکدیگر جدا بودن . (یادداشت مؤلف ) : با زن خویشتن دو کاسه مباش وآنچه داری به سوی خود متراش . اوحدی .

معنی دوکاسه- ترجمه دوکاسه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دوکاسه اینجا را کلیک کنید

هم معنی دوکاسه


ترجمه دوکاسه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دوکاسه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دوکمبی کمب

دوکمبی کمب . [ دُ ک ُ ک ُ ] (اِ مرکب ) به معنی دنب برجستن باشد. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔمؤلف ). || دستاری را گویند که از دو طرف سرهای آن را بر پس سر اندازند. (لغت محلی شوشتر).

معنی دوکارد

دوکارد. [ دُ ] (اِ مرکب ) مقراض و جلمان . (ناظم الاطباء) (دهار). آلتی است به شکل ناخن برا یعنی مقراض که درزیان جامه بدان بُرند و به عربی آن را جلمان و هر فرد اورا جلم گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی دوک ریس

دوک ریس . (نف مرکب ) آنکه با دوک نخ ریسد. زن یا کسی که رشتن پنبه و پشم و جز آن با دوک پیشه دارد. || دوزنده با نخ پنبه . (ناظم الاطباء).

معنی دوک رشته

دوک رشته . [ رِ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) دوک ریسه . (ناظم الاطباء). رجوع به دوک ریسه شود.

معنی دوکناران

دوکناران . [ دُ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستم بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون . واقع در 10هزارگزی شمال باختر فهلیان . دارای 154 تن سکنه است . آب آن ازرودخانه ٔ فهلیان . (از فرهنگ جغرافیایی ایر

معنی دوکدان

دوکدان . (اِ مرکب ) حفش و سبد کوچکی که در آن دوک و گروهه ٔ ریسمان و پنبه گذارند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ) (برهان ). جعبه ای که در آن دوکهای نخ ریسی را جا دهند

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter