مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دلیمزان


معنی دلیمزان

دلیمزان . [ دُ ل َ م ِ ] (ع ص ) نوجوان فربه با حماقت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی دلیمزان- ترجمه دلیمزان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دلیمزان اینجا را کلیک کنید

هم معنی دلیمزان


ترجمه دلیمزان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دلیمزان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دم برداشتن

دم برداشتن . [ دُ ب َ ت َ ](مص مرکب ) دم گرفتن چنانکه اسب و شتر کنند. بلند کردن دم . (یادداشت مؤلف ): اکتیار؛ دم برداشتن ناقه وقت گشنی یا دم برداشتن اسب در دویدن . (منتهی الارب ).

معنی دلینس

دلینس . [ دَل ْ لی ن َ ] (اِ) به یونانی نوعی از صدف کوچک باشد و آنرا تا خام است نمک سود کرده می خورند، و چون پخته شد نمی توان خوردن . (برهان ) (آنندراج ).نوعی از صدف کوچک . (الفاظ الادویة). نوعی ا

معنی دم جنباندن

دم جنباندن . [ دُ جُم ْ دَ ] (مص مرکب ) حرکت دادن دم . جنبانیدن سگ و خران دم خود را. (از یادداشت مؤلف ) : سگ پی لقمه چو دم جنباند عاقل آن را نه تواضع خواند. جامی . || کنایه است از تملق و مزاج گویی

معنی دم

دم . [ دَ ] (اِ) نفس . (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث ) (لغت محلی شوشتر، خطی ) (دهار) (منتهی الارب ). نفس و هوایی که به واسطه ٔ حرکات آلات تنفس در شش داخل می شود و از آن خارج می گردد. (از ناظم الاطباء). ب

معنی دم

دم . [ دَم م ] (ع اِ) گیاهی است . (ازناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). - نبات دم ؛ نام گیاهی است . (از اقرب الموارد) (ازناظم الاطباء). || خون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب

معنی دلیلر

دلیلر. [ دَ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل . واقع در 20 هزارگزی جنوب اردبیل و در مسیر راه شوسه ٔ هروآباد به اردبیل ، با 170 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: