مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دلیلی


معنی دلیلی

دلیلی . [ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به دلیل . قیاسی . (از ناظم الاطباء). || (اِ) نوعی از سیب است . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی دلیلی- ترجمه دلیلی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دلیلی اینجا را کلیک کنید

هم معنی دلیلی


ترجمه دلیلی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دلیلی

سخن نیچه: قاطعیت قضاوت اخلاقی شما می تواند به طور دقیق، دلیلی بر ضعف شخصیت شما یا فقدان فردیت شما باشد. "نیروی اخلاقی" شما ممكن است ریشه در كله شقی شما یا در ناتوانی شما در تدوین آرمانهایی جدید داشته باشد.
سخن موریس مترلینگ: ما هیچ دلیلی در دست نداریم كه بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منكر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهایی وجود داشته باشد كه در آن، سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی كنند و بلكه زندگی فكری آنها از ما بالاتر باشد.
سخن رودلف فلش: اندیشه‌ی آفریننده، ممكن است فقط برای دریافتن این امر باشد كه دلیلی ندارد همان گونه رفتار كنیم كه پیش از این، رفتار می‌شده است.
سخن روبرت هاین لاین: همیشه به افراد متخصص گوش بدهید. آنها به شما خواهند گفت كه چه كاری را به چه دلیلی نمی توانید انجام دهید. نظرات آنها را بشنوید و بعد برای انجام آن كار اقدام كنید.
سخن نیچه: كسی كه «دلیلی» برای زیستن دارد، با هر «وضعیتی» می سازد.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دم جنباندن

دم جنباندن . [ دُ جُم ْ دَ ] (مص مرکب ) حرکت دادن دم . جنبانیدن سگ و خران دم خود را. (از یادداشت مؤلف ) : سگ پی لقمه چو دم جنباند عاقل آن را نه تواضع خواند. جامی . || کنایه است از تملق و مزاج گویی

معنی دلیل کردن

دلیل کردن . [ دَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) دلالت کردن . دال بودن . نشان بودن . نمودن : نیکی و بدی سال اندر جو پدید آید که چون جو راست برآید و هموار دلیل کند که آن سال فراخ سال بود. (نوروزنامه ). شتربه گفت س

معنی دلیل

دلیل . [ دُ ل َ ] (اِخ ) نام محدثی است . (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی دلیلی

دلیلی . [ دِل ْ لی لا] (ع مص ) راهنمایی کردن و ارشاد و هدایت کردن . (از اقرب الموارد). دلالة. دلولة. و رجوع به دلالة و دلولةشود. || (اِ) به معنی دلالة است ، یا علم راه بر در دلالة، یا رسوخ وی در آن .

معنی دلیلة

دلیلة. [ دَ ل َ ](ع اِ) راه روشن . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ).

معنی دلیله

دلیله . [ دَ ل َ ] (اِخ ) (به معنی معشوق ) زنی زانیه بود که در وادی سورق که در قسمت سبط یهودا نزدیک به حدود فلسطین واقع بود، سکونت می داشت . و هم او سبب شد که شمشون بدست دشمنانش گرفتار شود. (قاموس کتا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: