مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دغر


معنی دغر

دغر. [ دَ غ ِ ] (ع ص ) آنکه ناگهان درآید و بدون درنگ زود برگردد. (ناظم الاطباء). و رجوع به دَغَر شود.

معنی دغر- ترجمه دغر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دغر اینجا را کلیک کنید

هم معنی دغر

بادگیر : 1 بادخن، بادغر 2 حلقه فلزی و مشبک سر قلیان (غلیان)


ترجمه دغر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دغر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دغراء

دغراء. [ دَ ] (ع مص ) روارو درآمدن در حرب جای .(منتهی الارب ). دَغر. دغری ̍. و رجوع به دغری ̍ شود.

معنی دغش

دغش . [ دَ ] (ع مص ) بناگاه درآمدن . (از منتهی الارب ). هجوم کردن ، و آن لغتی است یمنی . (از اقرب الموارد). || در تاریکی درآمدن . (از منتهی الارب ). داخل شدن در تاریکی . (از اقرب الموارد).

معنی دغش

دغش . [ دَ غ َ ] (ع اِ) تاریکی . (منتهی الارب ). ظلمت . (اقرب الموارد).

معنی دغفصة

دغفصة. [ دَ ف َ ص َ ] (ع اِمص ) فربهی و افزونی گوشت . (منتهی الارب ).

معنی دغر

دغر. [ دَ ] (ع مص ) فشردن کسی را تاآنکه بمیرد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || راندن . (منتهی الارب ). دفع. (اقرب الموارد). || سپوختن در حلق و برداشتن زن کام کودک را به انگشت . (از منتهی الارب

معنی دغدو

دغدو. [ دُ ] (اِخ ) نام مادر زردشت است و او از نسل فریدون بود. (برهان ). نام مادر زرتشت ، گویند که نسبش به فریدون فرخ می پیوسته . (آنندراج ). زن پورشسب و مادر زردشت پیامبر ایرانی . دغدویه : روایت کند

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: