مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دغدویه


معنی دغدویه

دغدویه . [ دُ ی َ ] (اِخ ) دغدو. نام مادر زردشت است . (از برهان ). رجوع به دغدو شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دغدویه اینجا را کلیک کنید

هم معنی دغدویه


ترجمه دغدویه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دغدویه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دغدغه

دغدغه . [ دَ دَ غ َ / غ ِ ] (از ع ، اِمص ، اِ) ترس و بیم و تشویش خاطر. (برهان ) (از غیاث ). وسوسه و واهمه و تشویش در خاطر، و با لفظ بردن مستعمل است . (از آنندراج ). اضطراب خاطر، و بدین معنی ظاهراً فار

معنی دغدغک

دغدغک . [ دَ دَ غ َ ] (اِ) سنای کاذب که درختچه ای است ، و این نام را در اطراف کرج به این درختچه دهند. (از یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به سنا شود.

معنی دغدغک

دغدغک . [ دَ دَ غ َ ] (ازع ، اِ) دغدغه . (ناظم الاطباء). رجوع به دغدغه شود.

معنی دغر

دغر. [ دَ ] (ع مص ) فشردن کسی را تاآنکه بمیرد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || راندن . (منتهی الارب ). دفع. (اقرب الموارد). || سپوختن در حلق و برداشتن زن کام کودک را به انگشت . (از منتهی الارب

معنی دغفر

دغفر. [ دَ ف َ ] (ع اِ) شیر سطبر. (منتهی الارب ). اسد ضخم . (اقرب الموارد).

معنی دغرور

دغرور. [ دُ ] (ع ص ) آنکه مردمان را بسیار به فحش کنایه کند و به بدی پیش آید. (منتهی الارب ). آنکه با بدی و شر متعرض مردم شود، و ناسزا گوینده . (از اقرب الموارد). دعرور. و رجوع به دعرور شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<