مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دغدغک


معنی دغدغک

دغدغک . [ دَ دَ غ َ ] (ازع ، اِ) دغدغه . (ناظم الاطباء). رجوع به دغدغه شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دغدغک اینجا را کلیک کنید

هم معنی دغدغک


ترجمه دغدغک


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دغدغک



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دغر

دغر. [ دَ ] (ع مص ) فشردن کسی را تاآنکه بمیرد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || راندن . (منتهی الارب ). دفع. (اقرب الموارد). || سپوختن در حلق و برداشتن زن کام کودک را به انگشت . (از منتهی الارب

معنی دغدغة

دغدغة. [ دَ دَ غ َ ] (ع اِمص ) خارش درون گلو و بغل و در شرم زن و نره وقت انزال و در جای باریک از کف پا، و ممکن است برای قسمتی از اندام انسان هم نباشد. (از منتهی الارب ). غلغلیج کردن . (دهار). نوعی نیش

معنی دغرور

دغرور. [ دُ ] (ع ص ) آنکه مردمان را بسیار به فحش کنایه کند و به بدی پیش آید. (منتهی الارب ). آنکه با بدی و شر متعرض مردم شود، و ناسزا گوینده . (از اقرب الموارد). دعرور. و رجوع به دعرور شود.

معنی دغدو

دغدو. [ دُ ] (اِ) نام مرغی که وزن آن قریب شش هفت من بوده و اکنون وجود ندارد. (ناظم الاطباء). در دیگر مآخذی که در دسترس بود دیده نشد.

معنی دغدار

دغدار. [ دُ ] (ترکی ، اِ) پرنده ای است که آنرا با چرغ و شاهین و باز شکار کنند. (برهان ) (آنندراج ). باز شکاری . (ناظم الاطباء).

معنی دغد

دغد. [ دُ ] (اِ) عروس که زن داماد است . (از برهان ) (از آنندراج ). عروس .(صحاح الفرس ). || بیوگ . (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<