مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دغدغة


معنی دغدغة

دغدغة. [ دَ دَ غ َ ] (ع مص ) طعن کردن بر کسی بوسیله ٔ سخنی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || سستی کلام . (منتهی الارب ). ضعیف و سست گفتن سخن را و خالص نکردن معنی آن . (ازاقرب الموارد). زغزغة. || پنهان کردن چیزی . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). زغزغة. || جستن بند سر مشک را جهت گشادن . (منتهی الارب ). قصد کردن گشودن سر مشک را. (از اقرب الموارد). زغزغة. || فسوس . (منتهی الارب ). استهزاء کردن کسی را. (از اقرب الموارد). زغزغة. و رجوع به زغزغة شود. || نرم مالیدن چیزی را. (منتهی الارب ).

معنی دغدغة- ترجمه دغدغة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دغدغة اینجا را کلیک کنید

هم معنی دغدغة


ترجمه دغدغة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دغدغة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دغر

دغر. [ دَ غ ِ ] (ع ص ) آنکه ناگهان درآید و بدون درنگ زود برگردد. (ناظم الاطباء). و رجوع به دَغَر شود.

معنی دغدغک

دغدغک . [ دَ دَ غ َ ] (ازع ، اِ) دغدغه . (ناظم الاطباء). رجوع به دغدغه شود.

معنی دغدغه کردن

دغدغه کردن . [ دَ دَ غ َ / غ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خارش کردن . غلغلک کردن : آنرا که زکام گرم باشد... آنچه از بینی فرودآید گرم و تیز و تنک و زرد باشد و بینی را و حلق را همی سوزاند و دغدغه کند. (ذخیره ٔ

معنی دغراء

دغراء. [ دَ ] (ع مص ) روارو درآمدن در حرب جای .(منتهی الارب ). دَغر. دغری ̍. و رجوع به دغری ̍ شود.

معنی دغدار

دغدار. [ دَ ] (نف مرکب ) مخفف داغدار. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به داغدار شود. || بنده . (برهان ) (آنندراج ). || عیب ناک . (برهان ) (آنندراج ). معیوب . (ناظم الاطباء).

معنی دغدغه

دغدغه . [ دَ دَ غ َ / غ ِ ] (از ع ، اِمص ، اِ) ترس و بیم و تشویش خاطر. (برهان ) (از غیاث ). وسوسه و واهمه و تشویش در خاطر، و با لفظ بردن مستعمل است . (از آنندراج ). اضطراب خاطر، و بدین معنی ظاهراً فار

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter