مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دغة


معنی دغة

دغة. [ دُ غ َ / غ ِ ] (اِخ ) لقب زنی گول و احمق از قبیله ٔ عجل که مثل است در حماقت : أحمق من دغة. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به دغینة شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دغة اینجا را کلیک کنید

هم معنی دغة


ترجمه دغة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دغة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دغدغه کردن

دغدغه کردن . [ دَ دَ غ َ / غ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خارش کردن . غلغلک کردن : آنرا که زکام گرم باشد... آنچه از بینی فرودآید گرم و تیز و تنک و زرد باشد و بینی را و حلق را همی سوزاند و دغدغه کند. (ذخیره ٔ

معنی دغدغان

دغدغان . [ دِ دِ ] (اِ) داغداغان . تادانه ، که درختی است . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به داغداغان و تادانه در همین لغت نامه و در دایرةالمعارف فارسی شود.

معنی دغامر

دغامر. [ دَ م ِ ] (ع ص ، اِ) مرد زیرک تیزفهم و بی باک دلیر. (منتهی الارب ). || مردمان ناپاک و آلوده آبرو: تجمعت الدغامر. (از اقرب الموارد).

معنی دغانی

دغانی . [ دُ ] (ص نسبی ) منسوب به دُغان که نام جد ابونصر احمدبن عفواﷲ است . (از الانساب سمعانی ). رجوع به دغان شود.

معنی دغام

دغام .[ دُ ] (ع اِ) بیماریی است که به حلقوم عارض شود. (منتهی الارب ). دردی است در حلق . (از اقرب الموارد).

معنی دغدغة

دغدغة. [ دَ دَ غ َ ] (ع اِمص ) خارش درون گلو و بغل و در شرم زن و نره وقت انزال و در جای باریک از کف پا، و ممکن است برای قسمتی از اندام انسان هم نباشد. (از منتهی الارب ). غلغلیج کردن . (دهار). نوعی نیش

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: