مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دست شستنی


معنی دست شستنی

دست شستنی . [ دَ ش ُ ت َ ] (اِ مرکب ) آنچه برای شستن دست بکار برند، و هر آب آغشته شده به سدر و یا چوبک جهت شستشوی . (ناظم الاطباء): غاسول ، غسلة، مطراة؛ دست شستنی پرورده ٔ در خوشبویها. (منتهی الارب ).

معنی دست شستنی- ترجمه دست شستنی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دست شستنی اینجا را کلیک کنید

هم معنی دست شستنی


ترجمه دست شستنی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دست شستنی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دست فرمان

دست فرمان . [ دَ ف َ ] (اِ مرکب ) فرمان دست . فرمان که به اشاره ٔ دست دهند. || زیردست . فرمانبر. آنکه به فرمان کسی کار کند : دست فرمان تو تا فرمان براند دور کرد سر ز گردن جان ز تن دست از عنان پای از

معنی دست فراخ

دست فراخ . [ دَف َ ] (ص مرکب ) باسخاوت . سخی . بخشنده : کس از او [ پیغمبر صلوات اﷲ علیه ] خوش خوی تر ندید دست فراخ تر و دلیرتر از وی کس ندید. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ).

معنی دست زن

دست زن . [ دَ زَ ] (نف مرکب ) دست زننده . رجوع به دست زدن شود. || کسی که دست بر چیزی زند و متوسل به کسی شود. (برهان ). || صاحب طرب و سرودگوی . (برهان ). مطرب وسازنده و دست زنان و سرودگوی . (از انجمن آ

معنی دست زیگ

دست زیگ . [ دَ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح معماری ) گونیا. (ناظم الاطباء).

معنی دست شویه

دست شویه . [ دَ ی َ / ی ِ ] (اِمص مرکب ) دستشویی . شستن دست . در اصطلاح طب ، گذاشتن دستها را در آبی که پاره ای داروها در آن ریخته باشند، مانند پاشویه . (ناظم الاطباء). || (اِ مرکب ) دست شوی . غسول . ا

معنی دست شکن

دست شکن . [ دَ ش ِ ک َ ] (ن مف مرکب ) زلف تاب داده شده . (از لسان العجم شعوری ) (ناظم الاطباء). شکسته به دست . || (نف مرکب ) شکننده ٔ دست .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: