مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دست ریز


معنی دست ریز

دست ریز. [ دَ ] (ن مف مرکب ) دست ریخته . که با دست ریخته اند و طبیعی نیست : تپه های دست ریز خاکی . (یادداشت مرحوم دهخدا).

معنی دست ریز- ترجمه دست ریز برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دست ریز اینجا را کلیک کنید

هم معنی دست ریز


ترجمه دست ریز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دست ریز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی دست رسیدنی

دست رسیدنی . [ دَ رَ / رِ دَ ] (ص لیاقت مرکب ) که درخور دست رسی باشد.

معنی دست رنجن

دست رنجن . [ دَ رَ ج َ ] (اِ مرکب ) به معنی دست اورنجن است . (جهانگیری ). سوار. دست برنجن . دست ورنجن . دستبند. و رجوع به دست برنجن و دست اورنجن شود.

معنی دست شستنی

دست شستنی . [ دَ ش ُ ت َ ] (اِ مرکب ) آنچه برای شستن دست بکار برند، و هر آب آغشته شده به سدر و یا چوبک جهت شستشوی . (ناظم الاطباء): غاسول ، غسلة، مطراة؛ دست شستنی پرورده ٔ در خوشبویها. (منتهی الارب ).

معنی دست شفا

دست شفا. [ دَ ش ِ ] (ص مرکب ) حکیم حاذق . (آنندراج ). || (اِ مرکب ) نسخه ٔ طبیب و دستور طبیب . (ناظم الاطباء).

معنی دست سای

دست سای . [ دَ ] (نف مرکب ) دست ساینده . || نکته گیر : قلم درکش به حرف دست سایم که دست حرف گیران را نسایم . نظامی .

معنی دست سوزه

دست سوزه . [ دَزَ / زِ ] (اِ مرکب ) دختری یا زنی باشد که او را خواستگاری نموده باشند اما هنوز نکاح نکرده باشند و به شوی نسپرده . (جهانگیری ) (از برهان ) (از آنندراج ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: