مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی درفیقن


معنی درفیقن

درفیقن . [ ] (اِ) قلومس است . (فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به قلومس شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد درفیقن اینجا را کلیک کنید

هم معنی درفیقن


ترجمه درفیقن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه درفیقن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی درق

درق . [ دَ رَ ] (اِخ ) نام شهری است در نزدیکی سمرقند وآن دو قسمت است ، علیا و سفلی . (از معجم البلدان ).

معنی درق

درق . [ دَ رَ / دَ ] (اِ صوت ) حکایت آوازِ خوردن چیزی سخت بر چیزی دیگر. - دَرْق دَرْق ؛ حکایت آواز خوردن دو چیز سخت با فاصله به هم . - دَرَق دَرَق ؛ حکایت آواز خوردن دو چیز سخت پیاپی به هم . - دَرَق

معنی درقدم

درقدم . [ دَ ق َ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خواشید بخش ششتمد شهرستان سبزوار واقع در 20 هزارگزی باختر ششتمد و 15 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ سبزوار به کاشمر با 290 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن اتوم

معنی درق

درق . [ دَ ] (اِخ ) دهی است به مرو، و از آن ده است ابوجعفر درقی شیخ سمعانی . (از منتهی الارب ).

معنی درفک

درفک . [ دَ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طبس بخش صفی آباد شهرستان سبزوار واقع در 40 هزارگزی جنوب صفی آباد و 11 هزارگزی جنوب راه آهن ، با 1001 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (از فرهنگ ج

معنی درفیروز فخری

درفیروز فخری . [ دَ زِ ف َ ] (اِخ ) از شاعران اصفهان است که مافروخی در کتاب محاسن اصفهان (ص 34) نام او را جزء شاعران فارسی زبان معاصر خود (قرن پنجم هجری ) آورده است . نظامی عروضی در چهار مقاله وی را ا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: