مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی درفیقن


معنی درفیقن

درفیقن . [ ] (اِ) قلومس است . (فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به قلومس شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد درفیقن اینجا را کلیک کنید

هم معنی درفیقن


ترجمه درفیقن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه درفیقن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی درفکندن

درفکندن . [ دَ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] (مص مرکب )درفگندن . درافکندن . افکندن . درانداختن : تا ابر کند می را با باران ممزوج تا باد به می درفکند مشک به خروار. منوچهری . از تاب جود او چو دل کوه خون گرفت

معنی درق

درق . [ دَ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاجرم بخش اسفراین شهرستان بجنورد واقع در 105 هزارگزی باختر اسفراین و سر راه شوسه ٔ میان آباد به جاجرم ، با 1756 تن سکنه . آب آن از قنات و راه آن مالرو است . (ا

معنی درق

درق . [ دَ رَ / دَ ] (ع اِ) ج ِ دَرَقة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به درقة شود. || سپر که از زخم تیغ حفاظت کند. (غیاث ) (آنندراج ) . سپر. اسپر، و فرق آن با جحف و تُرس این است که درق و جحف ک

معنی درق

درق . [ دَ رَ ] (اِخ ) نام شهری است در نزدیکی سمرقند وآن دو قسمت است ، علیا و سفلی . (از معجم البلدان ).

معنی درفنجک

درفنجک . [ دَ ف َ ج َ ] (اِ) کابوس بود که شب در خواب بر مردم نشیند. (لغت فرس اسدی ). گرانی که در خواب بر مردم افتد و آنرا به عربی کابوس خوانند. (برهان ) (آنندراج ). حکما گویند ماده ٔ سودائی است که در

معنی درق

درق . [ دَ] (ع مص ) شتافتن در راه رفتن . (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: