مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی درعی


معنی درعی

درعی . [ دَ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن محمد، مکنی به ابوالعباس و مشهور به ابن ناصر (1069 - 1129هَ . ق .). از فاضلان کشور مغرب (مراکش ). او راست : الرحلة الناصریة والاجوبة. (از الاعلام زرکلی ج 1 ص 229).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد درعی اینجا را کلیک کنید

هم معنی درعی


ترجمه درعی

درعین حال: yet


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه درعی


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: