مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی دراویش


معنی دراویش

دراویش . [ دَ ] (اِخ ) پیروان محمداحمد متمهدی سودانی . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به متمهدی سودانی شود.

معنی دراویش- ترجمه دراویش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد دراویش اینجا را کلیک کنید

هم معنی دراویش


ترجمه دراویش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه دراویش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی درای

درای . [ دَ ] (اِ) نام آهنگی است در موسیقی . و رجوع به آهنگ در همین لغت نامه شود.

معنی دراوفتادن

دراوفتادن . [ دَ دَ ] (مص مرکب ) اوفتادن . درافتادن . افتادن : از در افتادن شکاری خام صد دیگر در اوفتند به دام . نظامی . - از پای دراوفتادن ؛ ناتوان شدن : چندان بگریستی بر آن جای کز گریه دراوفت

معنی درایسر

درایسر. [ دْرا / دِ س ِ ] (اِخ ) تئودور. (1871 - 1945 م .) داستان نویس آمریکائی . نخستین داستانش همشیره ٔ کری (1900) بعنوان اینکه منافی با اخلاق است ، توقیف شد. اشتهار او با انتشار جنی گرهارد (1911

معنی درب

درب . [ دَ ] (ع اِ) دروازه ٔ فراخ ازکوچه ٔ خرد. (منتهی الارب ). در بزرگ کوچه . (از اقرب الموارد). جوالیقی در المعرب (ص 153) گوید: اصل «دروب » عربی نیست و عرب آنرا در معنی ابواب بکار برده است ،لذا مد

معنی دراویش

دراویش . [ دَ ] (ع اِ) ج ِ درویش . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به درویش شود.

معنی درایوین سینما

درایوین سینما. [ دْ رای ْ / دِ رای ْ سی ن ِ ] (انگلیسی ، اِ مرکب ) (از: درایو، راندن + این ، درون + سینما) مراد سینمایی است در فضای باز که اتومبیل بدرون آن توان راندو از درون اتومبیل تماشای فیلم توا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: